تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


از حضرت علی(ع ) روایت شده که فرمود: ما روزی خدمت پیامبر نشسته بودیم، فرمود: به من خبر دهید چه چیز برای زنان بهتر است؟ هیچ کدام نتوانستند جواب حضرت را بگویند و برخاسته پراکنده شدند. من نیز به نزد فاطمه آمدم و سوال را برای او نقل کردم و در ضمن گفتم که هیچ یک از ما جواب رسول خدا را نمی دانستیم. حضرت زهرا فرمود: من جواب این سوال را می دانم، سپس فرمود: بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند. من نیز به نزد رسول خدا برگشتم و گفتم یا رسول الله، بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند. حضرت با تعجب فرمود: شما که قبلا این جا حاضر بودید و چیزی نگفتید، پس این جواب را از کجا آوردی؟ گفتم: از فاطمه. پیامبر ضمن تعجب از دخترش فاطمه، فرمود: به راستی که فاطمه پاره تن من است.

و اما آیا مقصود فاطمه این است که زن هرگز از خانه بیرون نرود، که این معنا هم صحیح نیست، زیرا نه تنها این امر امکان ندارد و عملی نیست، بلکه با خط مشی و سیره خود فاطمه مخالف است، زیرا عرض شد خود فاطمه رفت و آمد داشته. پس منظور حضرت از این جمله چیست؟ به نظر می رسد که حضرت زهرا تکیه اش بر این بوده که زن تا می تواند از حضور غیر حضوری خود بکاهد و در صورت حضور از اختلاط های نامشروع و گفت و شنودهای غیر اخلاقی پرهیز کند.

 

منبع:کتاب فاطمه الگوی حیات زیبا (محمد جواد مروجی طبسی)




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: فاطمه، حجاب، حیا، زن، پیامبر، امام علی،
[ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ منتظر ]


دشمنان دنیاى ما، دشمنان آخرت ما، دشمنان عزت ما، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، از نقاط ضعف ما استفاده می كنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرت‌طلبى ما، از علاقه‌ى ما به جلوه‌فروشى و خودنمائى؛ باید مراقب باشیم. بانوان عزیز هم باید مراقب باشند، دخترهاى جوان هم باید مراقب باشند.

این زندگى می گذرد؛ لذات و سختى‌هایش همه به طرفةالعینى میگذرد. شما در دوره‌ى جوانى، این حرف را درست نمی فهمید. انسان در دوران جوانى خیال می كند دنیا ثابت است، ساكن است، همیشه همین جور است؛ به سن ما كه رسیدید، یك نگاه می كنید، مى‌بینید دنیا عجب سریع میگذرد؛ چشم به هم میزنید، گذشته. خب، آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحیوان»؛ زندگى و حیات، آنجاست. «ذلك الّذى یبشّر الله عباده»- كه امروز در آیات كریمه می خواندند - بشارت هاى الهى آن جاست. هم براى آنجا، هم براى حفظ عزت كشور و پیشرفت كشور، وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقیدات و پایبندى را خانم ها باید مراقبت كنند؛ این وظیفه است. خودنمائى و جلوه‌فروشى، یك لحظه است و آثار سوء آن براى كشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سیاست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى كه ملاحظه‌ى عفاف، ملاحظه‌ى حدود شرعى در رفتار و حركات بانوان، اگر چنانچه سختى‌اى داشته باشد، سختىِ كوتاهى است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگارى است. خود خانمها خیلى باید مراقبت كنند مسئله‌ى حجاب را، مسئله‌ى عفاف را؛ وظیفه‌ى آنهاست، افتخار آن هاست، شخصیت آن هاست.

حجاب مایه‌ى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ى مادی گرایان، مایه‌ى اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابه اى خود، با عریان كردن آن چیزى كه خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك می كند، خودش را سبك می كند، خودش را كم‌ارزش می كند. حجاب وقار است، متانت است، ارزش گذارى زن است، سنگین شدن كفه‌ى آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ى حجاب تشكر كرد؛ این جزو نعمت هاى الهى است.


بیانات امام خامنه ای در دیدار با مداحان در سالروزولادت حضرت زهرا (23/2/1391)




طبقه بندی: سخنان امام خامنه ای در رابطه با حجاب،
برچسب ها: حجاب، زن، عفاف، دشمن، امام خامنه ای،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ منتظر ]



دلم را غربت گرفته. دلم پر شده از غم. نمی دانم چرا! اما کور سویی مرا از دور می خواند. شاید دلم گرفته به خاطر همه گناهانی که مرتکب شده ام. شاید دلم به خاطر هر خطایی که از من سرزده گرفته و یا شاید به خاطر هر کار زشتی که در پنهانی انجام داده ام و یا هر عملی که از روی نادانی انجام داده ام، چه پنهان و چه آشکار و یا شاید ....

اما دلم گرفته است و می دانم تو با رحمتت همه این ها را مخفی کردی و پوشاندی. پروردگارم از تو می خواهم که همه را ببخشی. خدای من، هر بار که دلمان می شکند تصمیم های خوب و قشنگ می گیریم، دوست دارت می شویم. با تو عهد میکنیم اما همین که فضلت را به ما عطا می کنی و قلب هایمان را پر از محبتت می کنی، فراموشت می کنیم.عهد و پیمانمان را از یاد می بریم. خدای خوبم، شرمنده ام. پشیمانم. نادمم از اینکه به هرکسی جز تو دل بسته ام. به هرکسی جز تو محبت کرده ام. همه را داشتن و تو را نداشتن، هیچ نداشتن است. خدای خوبم، شرمنده تو هستم. چرا که می دانی خطا می کنم و می لغزم اما خودت را به یادم می آوری. رمضان را بهانه قرار دادی تا بنده نادمت را دعوت کنی. اهل بیت را واسطه قرار دادی تا با شفاعت آن ها به تو متوسل شوم. اما هنوز تو را دارم و به سویت نمی آیم.خدای من قدم هایم را استوار کن. به من بصیرتی عطا کن تا راه های به ظاهر سخت رسیدن به تو را به راه های بی سرانجام به ظاهر زیبای شیطان ترجیح دهم.

خدایا من را به همان کورسویی برسان که قلبم را می خواند و در همه تاریکی ها امیدم می شود. بینایم کن تا خورشید وجودت را کورسو نخوانم. گناهان چشمانم، نورانیتت را کورسو می بیند. خدایا دستان و پاهایم آنقدر گناه کرده اند که با هر زمین خوردنی در راه رسیدن به تو توان برخواستن ندارند. خدایا از شیطان رانده شده به درگاه تو پناه می آورم. خدایا رمضان را بهانه می کنم تا آنگونه که تو می خواهی به درگاهت بیایم. خدایا دوباره تصمیم های خوب می گیرم. خدایا قول می دهم آنگونه که گفتی بندگی کنم. خدایا لذت ترک گناه را به برکت سفره رمضانت به من بچشان تا بفهمم گناه نکردن آسانتر و لذت بخش تر از توبه کردن و ترک گناه است. خدایا اصلاً فرض می کنم پرونده اعمالم آنقدر سیاه است که تنها بنده گناهکارت روی زمین هستم. اما می دانم پروردگاری که مرا آفرید هنوز مانند روزی که طفل بودم دوستم دارد و اگر او را بخوانم و با او عهد پاک زیستن را ببندم، مرا در آغوش خواهد گرفت.

رمضان را بهانه برگشت به آغوش پر مهرت قرار می دهم...

عهد می کنم... عهد می کنم... همه آن هایی که در ذهن دارم و در پرونده سیاه اعمالم ثبت شده است را جبران کنم.

تو چه عهد می کنی؟!!...



طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: گناه، دل، رمضان، ترک گناه، بهانه، توسل،
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 12:58 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

 


 

اگر شیعیان ما که خداوند آنها را به اطاعت و بندگی خویش موفق بدارد در وفای به عهد وپیمان الهی اتفاق و اتحاد می داشتند و عهد و پیمان الهی را محترم می شمردند سعادت دیدار ما به تاخیر نمی افتاد و زودتر از این به سعادت دیدار ما نایل می شدند.


نامه امام عصر به شیخ مفید




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج،
برچسب ها: امام زمان، شیخ مفید، ظهور، انتظار،
[ دوشنبه 26 تیر 1391 ] [ 08:11 ب.ظ ] [ منتظر ]
فکر کنم الان دیگه همه می دونند "باربی" یکی از سلاح های موثر تهاجم فرهنگی استعمار برای کودکان و حتی بزرگسالانه که خیلی از اهداف خودش رو با این اسلحه پیش می بره که فقط یک نمونه اش الگوسازی در ناخودآگاه ذهن کودکان ماست.

دیروز وقتی خاطره ای رو درین باره می خوندم از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی رو برای فرزند خودش تبدیل به یک فرصت کردند.

خاطره رو با هم بخونیم:

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت.. 

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم

که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...

 باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد... عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید.... اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...

و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....

فکر میکنید چی شد؟

زانوهای باربی ام شکست....

چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم...

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده....

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...

داشتم فک میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟

مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه

ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم...

موهاشو بافتیم

مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم میرفت...

مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد...

و این راه حل خوبی بود تا وفتی که جایگزینی براش پیدا میکرد..

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع:

http://www.2khtar91.blogfa.com/post/36  




برچسب ها: چادر، باربی، تهاجم فرهنگی،
[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
در این بخش اخبار مربوط به حجاب و عفاف قرار میگیرد:

1.برگزاری راهپیمایی بزرگ عفاف و حجاب در 21 تیر 1391 در شهرستان بابل
(مسیر حرکت: از سبزه میدان به امام زاده قاسم. ساعت حرکت : 9 صبح 1391/4/21)




[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

ما منتظرت هستیم ...



السلام علیک یا خلیفة الله!

مولایم! امشب خیابان ها را به یمن ولادتت آذین بسته ایم. میلادت مبارک مولایم! مامنتظرت هستیم!

مولایم! می دانم چشمانم آنگونه که تو می پسندی به دنیا نمی نگرد اما من چشم به راه تو هستم.

مولایم می دانم گام هایم را منظم و محکم برنمی دارم ! می دانم زانوهایم می لرزد اما من سرباز تو هستم.

آقایم، می دانم زبانم گناهکار است اما من لبیک گوی تو هستم.

مولایم! می دانم که حرمت چادر مادرت را از یادبرده ایم. درست است که فراموش کرده ایم دست هایی را که بسته شد، پهلویی را که شکسته شد، سری راکه ...  اما ما منتظرت هستیم!

مولایم،می دانم برای آمدنت قدمی بر نداشتیم و جاده ظهورت را با گناه بسته ایم اما ما منتظرت هستیم!

مولایم، می دانم تو را فقط در وقت درماندگی و  نیازمان صدا می زنیم. می دانم فقط به مجلس های عزاداری دعوتت می کنیم!

مولایم،مجلس های تولد و عروسیمان به گونه ای ست که شرم داریم تو را دعوت کنیم. نمی دانم اصلاً یادمان می ماند که دعوتت کنیم؟

امـّا امشب دیگر جشن میلاد توست. جانم به فدایت مولایم، شرم دارم که بگویم :"حتی میلادت را آنگونه که تومی پسندی جشن نگرفتیم      "


اما توظهورکن! مامنتظریم!!؟؟


*این متن توسط "خادم یاس" نوشته و به وبلاگ هدیه شده است*




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج، دل نوشته های شما،
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]

پس از یک وقفه طولانی دوباره شروع می کنیم:

اینبار می خواهم کمی به عقب برگردم. نمی دانم شما خواننده عزیز چقدر گذشته را به یاد دارید. اما به یاد دارم که خیلی قبل تر همه چادر به سر می کردند. گذشت... بعضی ها می گویند از 15 سال پیش و بعضی ها هم می گویند قبل از آن، حرف آزادی مطرح شد. بعضی ها دم از آزادی بیان زدند! بعضی ها دم از آزادی عقاید زدند! بعضی ها دم از آزادی افکار زدند!

و اما بعضی ها، افکار و عقاید و بیانشان از همان روز ها شد بی حجابی... کم کم چادر ها حذف شد. آرام آرام مانتو های بلند با کیف هایی با دسته های بلند مد شد. به مرور زمان مقنعه ها عقب نشینی کردند. کمی بعد مانتو ها کوتاهتر شدند....

به یاد دارید؟ مانتو ها تنگ شدند... روسری ها جای مقنعه ها را گرفتند...


گذشت و گذشت... فرض کنیم نمی دانیم چه کسانی یا چه گروه هایی... اما بعضی ها به جان جوانانمان افتاند. به آن ها یاد دادند تا باید فرم بدنشان مدل خاصی شود... عروسک های باربی جای دارا و سارا را گرفتند...

دیگر عروسک هایمان "عروسک قشنگ من قرمز پوشیده..." را نمی خواندند تا کودکانمان بخوابند... به جایش عروسک ها نانسی می خواندند و می رقصیدند....

به جوانانمان یاد دادند که باید مانتو ها به بلوز و شلوار تبدیل شوند. به آن ها یاد دادند شال و روسری بی فایده است، باید مدلشان عوض شود .نه.. باید حذف شوند...

و اما حال چه در حال رخ دادن است....

هنوز دارند یاد می دهند... دارند یاد می دهند که زنان می توانند به شوهرانشان خیانت کنند. به جوانانمان آموزش می دهند فساد کنند. نه در خفا بلکه که در کنار خانواده... ف.ا.ر.س.ی.1 و"من و تو" و "با من بمان" شد به جای آژانس شیشه ای و پرواز پرستو ها...

ما هم یاد گرفتیم دلنوازان بسازیم... یاد گرفتیم مرگ تدریجی یک رویا را بسازیم ...

کم کم اصغر فرهادی ها قد علم کردند... بازیگران تلویزیونمان دیگر رضا ایرانمنش ها و رضا هاشمی ها نیستند... به جایشان کسانی برایمان فیلم بازی می کنند که در برج میلاد باید پلیس امنیت اخلاقی با آن ها برخورد کند...

همه این ها را  می بینیم و هر روز بی تفاوت تر از دیروز از کنارشان عبور می کنیم.

خوب فکر کنید... کار از کار گذشت... میوه شیرین و زرد و سرخ دیروز، از داخل پوسیده است...

باغبان خوب نبود یا جنس نهال میوه مرغوب نبود؟ شاید باد، تخم کرم ها را در شکوفه های این میوه ها گذاشت...

و همچنان اوضاع بدتر می شود... تابستان و مانتو های نخی سفید و شلوار های پا نما و مش کردن موهای سر و بیرون ریختنشان و لاک زدن ناخن دست و پاها و همه وهمه حتماً برای خنک شدن است دیگر؟!!! نه. شاید برای آزادی بیان باشد... شاید هم آزادی عقاید...

اگر به آن ها چیزی بگوییم مانع آزادی شده ایم ولی اگر قانون را زیر پا بگذارند، آزادند....


خواهرم، گرمای چادر سیاهت ارمغان خنکای نسیم سایه درخت طوبی است... از آن محافظت کن. خواهرم حضورت مایه ی بالندگی من است.




طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل،
[ سه شنبه 13 تیر 1391 ] [ 01:18 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

در ابتدا از شما عزیزان همراه برای نظراتتان تشکر می کنم.در ضمن به دلیل تاخیر در به روز رسانی نیز پوزش می طلبم.

همانطور که قبلا به عرض رسانده بودم،نکاتی چند در باب دلایل عدم رعایت حجاب اسلامی را طرح کرده و بنا شد این دلایل را نقد و بررسی کنیم:

1)      نیاز دختران و پسران به جنس مخالف و وجود محدودیت هایی که در دین اسلام در این رابطه مشخص شده،جوانان را به بی حجابی سوق می دهد.

پاسخ:نیاز دو جنس مخالف به یکدیگر،یک امر طبیعی است که نباید سرکوب شود اما پاسخ به این نیاز،شرایط و روش خاصی را می طلبد.از آن جا که یک فرد مسلمان به این موضوع اعتقاد دارد که دستورات اسلام در راستای رسیدن به کمال می باشد،لذا محدودیت ها و قوانینی که در رابطه با ارتباط با نامحرم ذکر شده است،دارای حکمت خاصی است که در این جا مجال بحث این موضوع نمی باشد و فقط اشاره به همین نکته کافی باشد که ارتباط های میان پسران و دختران که متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم،بر همگان روشن است که سرانجامی جز تباهی و وارد شدن ضربه های شدید به طرفین را ندارد و می دانیم که اصل این نوع روابط جز در شرایط خاص که دین اسلام معین کرده،دارای شبهه و اشکال است.

      2و7) وجود مشکلات اقتصادی،تاخیر در سن ازدواج این را می طلبد که جوانان بدون هیچ محدودیتی در کنار هم حضور یابند و حجاب مانع این حضور می شود.

پاسخ:بر همه ما واضح است که رسیدن به قله،همیشه فراز و نشیب ها و سختی هایی را به همراه دارد.بدون توجه به این موضوع که چرا در جامعه اسلامی،مشکلاتی از این قبیل وجود دارد(مشکلات اقتصادی)باید این اصل را در نظر گرفت که انجام هر عملی حتی گناه،دلیل مناسبی در پاسخ به این مشکلات نیست.این مشکلات به مثابه سختی ها و فراز و نشیب هایی است که یک جوان در را رسیدن به کمال و انسانیت تام،موظف به تحمل آن ها است.

3) پیشرفت تکنولوژی،بالارفتن سطح اطلاعات و سطح درک افراد به صورت غیر متناسب با سن آن هاعامل بدحجابی یا بی حجابی است.

پاسخ:پیشرفت تکنولوژی و نفوذ آن به میان خانواده ها امری ضروری و غیر قابل انکار است.اما نکته در این است که چگونه باید همگامی با این حرکت و این سیل خروشان را حفظ کرد.فناوری های امروز دنیا،راه بسیار آسانی برای انتقال فرهنگ ها هستند و کسی که راه استفاده از این فناوری ها را نداند،مطمئنا نه تنها از آن بهره ای نمی برد بلکه به خودش نیز ضربه وارد خواهد کرد.باید توجه کرد که خانواده ها در کنترل بهره وری فرزندانشان از فناوری های روز،نقش بسزایی دارند.و نکته پایانی این که اگر خانواده ها بتوانند الگوهای فراوانی که در کشور ما و دین اسلام وجود دارد را به فرزندانشان معرفی کنند،هیچگاه دریچه فناوری های روز دنیا نمی توانند الگوهای غیر اسلامی را از خودشان عبور دهند.

4)مشکل اصلی جامعه،فساد در سطوح بالاتر است و حجاب مشکل کوچکی است و لزومی به پیگیری ندارد.

پاسخ:در هر جامعه ای در هر سطحی،مشکل و رخنه وجود دارد.اما باید توجه کرد که من و تو،ای جوان امروز،آینده کشورمان را خواهیم ساخت!!اگر از هم اکنون نتوانیم خود را اصلاح کنیم و با معیار های اسلامی تطبیق دهیم،اطمینان داشته باش جامعه ای که من و تو خواهیم ساخت نیز همین مشکلات را خواهد داشت.(تامل کنید)

اگر همه مطابق با دستورات اسلام پیش می رفتیم،هم اکنون هیچ مشکلی نداشتیم.نکته در این است که دین را از یاد برده ایم!!!!!

5) القای مفاهیم دینی به صورت تحمیلی از دوران کودکی،ترس از اعلام مخالفت با اسلام در کشور باعث انفجار افکار و حرکت علیه حجاب می شود.


ادامه مطلب

برچسب ها: حجاب، مشکلات، چرا حجاب، بی حجابی، تکنولوژی،
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]





آنها با چه چیز زن مسلمان بیشتر دشمن‌اند؟ با حجاب او. آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند. چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد. اروپایی‌ها این‏طورند؛ آنها مى‏گویند هرچه را كه ما فهمیده‏ایم، دنیا باید از ما تقلید كند! مایلند كه جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‏خواهند زن به سبك اروپایى را در جامعه رواج بدهند؛ كه عبارت است از سبك مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس؛ مى‏خواهند این چیزها را به وسیله‏ى زنان رواج بدهند. هرجا با این هدف‌گیرى غربی‌ها مخالفت بشود، فریادشان بلند مى‏شود! اینها كم‏طاقت هم هستند! همین مدعیان غربى، كمترین مخالفتى را با مبانى پذیرفته‏ى خودشان تحمل نمى‏كنند.

(سخنرانى در دیدار با جمع كثیرى از پرستاران22/8/1370)



همیشه به شكل غلطى در نظام‌هاى طاغوتى به زن نگاه شده؛ امروز در غرب هم همین جور است. حالا عده‌اى از زنان - مثل خیلى از مردان - در همین نظام‌هاى غربى شخصیت‌هاى برجسته و محترم و پاكیزه‌اى ممكن است در بیایند، لیكن نگاه عمومى به زن كه در فرهنگ غربى نهادینه شده، نگاه غلطى است؛ نگاه ابزارى است، نگاه اهانت‌آمیز است. از نظر غرب، علت اینكه شما نباید توى چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست كه آزاد باشید. شما دارید می‌گوئید من با حجاب هم آزادى دارم. او چیز دیگرى مورد نظرش است؛ زن را براى نوازش چشم مرد، براى بهره‌ورى نامشروع مرد، میخواهند به شكل خاصى در جامعه ظاهر بشود. این، بزرگ‌ترین اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندین لفّاف تعارف‌آمیز این را بپوشانند و اسم‌هاى دیگرى رویش بگذارند.

(بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه كشور28/7/1388)



طبقه بندی: سخنان امام خامنه ای در رابطه با حجاب،
برچسب ها: حجاب، امام خامنه ای، زن، چادر، مد، مسائل جنسى،
[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان