تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من



                 
          یاس یعنی بوی دل بوی بـهشت             یاس یعنی فاطمه حیـــدر سرشت
          یاس یعنی كمترین عمــرِ جهـان             یاس یعنی مـــــادر صــاحب زمــان
          یاس یعنی كــوچه و آه و شــرر              یک گل و یک غنچه با هم پشت در
          یاس یعنی قوتِ دستِ علــــــی             هــمــــدم راز دل و هسـت علـــی
          یاس یعنی خــانه داری نوجـوان              مـــادری افتـاده حـال و نیمه جـان
          یاس یعنی شانه بر موی حجاب              نـاله در بیــداری و در وقـت خــواب
          یاس یعنی حیدر و غسل و كفن              اشکــــــ چشــم زینب و آه حسـن
          یاس یعنی یـا حسیـــــنِ زیرِ لب              بوسه بر زیر گلویــــی نیـمه شــب
          یاس یعنی انتـقـــام از عـامـلین              سیـــلی مــحـکم به روی قـاتلیــن
          یاس یعنی مهدی و وقتِ ظهـور              انتـقـــــــام از غــاصـبیـن پـرغــرور
          یاس یعنی ما مـدینـه مــی‌رویم              با امیـــــر بــی قـرینـه مــی رویـم



طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: یاس، فاطمیه، فاطمه، مدینه،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 02:23 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]




آقــــــا بیــا تا زندگــی معنا بگیـرد

شاید دعای مــادرت زهــــرا بگیرد

آقـــــا بیا تا با ظهور چشــم هایت

این چشمهای ما كمی تقوا بگیرد

آقــا بیا تا این شكسته كشتی ما

آرام راه ســـــــــاحل دریا بگیـــرد

آقــــا بیا تا كی دو چشم انتظارم

شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت

تا قبــل از آن كـه كـار ما بالا بگیرد

آقــــــا خلاصـه یك نفــر بـاید بیاید

 تـا انتقـام دست زهــــــرا را بگیرد

 

سروده علی اكبر لطیفیان

 




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج،
برچسب ها: ظهور، یابن الزهرا، تقوا، غیبت، انتقام،
[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ منتظر ]

ای کـاش فدک این همه اسرار نداشت          ای کـــاش مدینـه در و دیـوار نداشت
فـــریاد دل محسن زهــــــــــرا این بود          ای کـاش در سوخته مسمار نداشت





برچسب ها: فدک، فاطمیه، زهرا، مدینه،
[ پنجشنبه 10 فروردین 1391 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]

با عرض پوزش از شما خواننده گرامی که ناچاریم برخی حقایق را بصورت واضح به زبان آوریم

چرا چادر؟

چادر پارچه ای بلند می باشد که در رنگ های متفاوتی موجود می باشد. رنگ رسمی آن، مشکی؛ رنگ چادرهای خانگی، طوسی، سفید و سرمه ای همراه با طرح های مختلف و رنگ چادر نماز و چادر عروس، سفید می باشد.فقط هین؟ نه!! گوش کنید...

چادر نوعی حفاظ است که بدن زن را به صورت یکپارچه پوشش می دهد و از به نمایش درآمدن اندامش جلوگیری می کند. نوع به سر گرفتن چادر در افراد متفاوت است اما براحتی می توان نوع دیدگاه و طرز تفکر افراد را از نحوه چادر به سر گرفتنشان تشخیص داد. حال فرض کنیم هیچگاه هیچ نوع چادری وجود نداشت. آنوقت چه لباسی مناسب زنان بود؟

1)مانتو   2)پیراهن   3)اصلاً به پوشش نیاز نیست!



در مورد نوع مانتو، قبلا بحث کرده ایم و گفتیم مانتو ای که بتواند به صورت یکپارچه، بدن زن را پوشش دهد یک حجاب کامل است (البته پوشش موهای سر نیز نباید فراموش شود) و هر نوع مانتو دیگری که این ویژگی را نداشته باشد، حجاب ناقص است.

پیراهن! چرا زنان نباید با پیراهن در جامعه حاضر شوند؟ اصلا چرا زنان باید پوشش داشته باشند؟!

در این نوشته مجال پاسخگویی به این دست سوالات نیست اما فقط ذکر یک نکته می تواند کافی باشد!

در حدیثی  از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: "ضعف در پوشش نشانه سستی در دین است"(لباس نازک و بدن نما نپوشید زیرا چنین لباسی نشانه ی سستی و ضعف دین است بحارالانوار . جلد 79 . ص 229) آری! براستی اگر زنان و مردان، دین را به خوبی درک و مفاهیم آن را باور کنند، پوشش صحیح را خواهند شناخت.

برای مثال، دختری که پسرعمو، پسر دایی و پسرخاله خود را محرم خود می داند؛ عملاً در جمع اینان دغدغه ای برای حفظ حجابش ندارد و با پیراهن معمولی یا حتی کمتر از آن در کنارشان ظاهر خواهد شد! این دختر به مرور زمان حیا و عفت خود را از دست می دهد و این برهنگی را با خود به فضای جامعه می کشاند! و نهایتا چندین دختر با این نوع طرز تفکر، برای برهنگی یک جامعه کافی است. در آینده این دختر، مادر خواهد شد و طبیعتاً فرزندانش نیز به همین منوال رشد خواهند کرد! و آرام آرام جامعه دینی به فساد کشیده می شود تا جایی که همه دین را از یاد خواهند برد.

حال به خود بیاییم که اگر آن دختر در همان روزهای اول، مسائل ساده محرم و نامحرم را رعایت می کرد، امروز به این دین فراموشی، نمی رسیدیم. اینطور نیست؟!



ادامه مطلب

طبقه بندی: سخنان حجاب، بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: چادر، دین، چت روم، حجاب، محرم، نا محرم،
[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
 





"خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان میکشید."

"حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند."



 (سردار شهید رحیم آنجفی)




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش، شهید، چادر، دشمن،
[ یکشنبه 6 فروردین 1391 ] [ 10:38 ب.ظ ] [ منتظر ]
با تبریک فرارسیدن سال 1391 به شما خواننده بزرگوار و صاحبمان امام عصر،حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 تولید ملی،حمایت از کار و سرمایه ایرانی




[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 09:03 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

سلام؛

امیدواریم در اولین سال شروع این وبلاگ ، قدم های مفیدی برداشته باشیم.از دوستان همیشه همراهمان نیز تشکر و قدردانی می نماییم که همواره با نظراتشان مایه دلگرمی  برای ما بودند.

ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

و این هم عیدی گروه نویسندگان این وبلاگ به همه خوانندگان عزیز:






طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

یک سال دیگر گذشت.


امّا آیا با سپری شدن این زمان من هنوز وجود دارم؟

خیر! همه هستی من وجود ندارد؛ با گذشت این سال بخشی از هستی من نیز گذشته است.
لذا خوب است انسان نسبت به آنچه از او گذشت و از سرمایه و هستیاش کاسته شده متنبّه و متذکّرشود است.

خوب است همان طور که نسبت به امور مادّیاش فکر می‏کند نسبت به عمر و هستیاش نیز فکر کند تا ببیند این سرمایه را در چه راهی مصرف کرده است.


علی(علیهالسلام) در روایتی به نقل از نبی اکرم فرمودند که؛

«أَکْیَسُ الْکَیِّسِین» زیرکترین زیرکان، «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ»، کسی است که از خود حساب بکشد، «وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ» و کارهایش را در ارتباط با جهان دیگر انجام دهد.

«فَقَالَ رَجُلٌ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین»، وقتی علی(علیهالسلام) این جملات را از پیغمبر نقل فرمود شخصی سوال کرد، «کَیْفَ یُحَاسِبُ نَفْسَهُ»، انسان چگونه از خود حساب بکشد؟

«قَالَ(علیهالسلام) إِذَا أَصْبَحَ»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثُمَّ أَمْسَی»، و روز را به شب رساند، «رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ»، بازگشتی به خود داشته باشد، «وَ قَالَ یَا نَفْسِی»، و بگوید :ای فلانی! «إِنَّ هَذَا یَوْمٌ مَضَى عَلَیْکَ»، امروز روزی بود که بر تو گذشت، «لَا یَعُودُ إِلَیْکِ أَبَداً»، در حالی که هیچ‏گاه به سوی تو باز نمی‏گردد، «وَ اللَّهُ یَسْأَلُکِ عَنْهُ بِمَا أَفْنَیْتِهِ»، و خدا از تو می‏پرسد آن را در چه راهی مصرف کردی؟

 

آیت‌الله مجتبی تهرانی

---------------------------------

http://jmaliahmad1.samenblog.com/




طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: محاسبه نفس، امام علی (ع)، عید، سال نو،
[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ منتظر ]

سلام

عید نزدیک شده است. همه خوشحال اند.  همه جا شلوغ شده است.همه جا و همه طرف بساط خرید و فروش پهن شده است. دیگر جایی برای پارک کردن ماشین ها نیست. مغازه ها شلوغ هستند. قنادی ها سخت مشغول کارند. همه و همه شاد هستند و خوشحال ...

اما..! اما...!! اما دلم ابری است!! تو که نباشی انگار همه این ها بی صفاست.



هستی؟ آیا در قلب این همه که در تکاپوی سال جدید هستند، هستی؟ به آن ها کمک می کنی؟ آیا به آن ها کمک می کنی تا خریدهایشان را مورد پسند تو انجام دهند؟

چند روز پیش به بازار رفته بودم! یکی را دیدم..! نه..! دو تا را..! نه. اصلا خیلی ها را دیدم و از اینکه چشمم به آن ها افتاد شرمنده شدم .اصلا ظاهر خوبی نداشتند. با خودم فکر کردم شاید قلبشان پر از فراموشی تو شده است که اینطور شدند. اما به یاد حرف دوستم افتادم که می گوید نباید از ظاهر افراد قضاوت کرد. آری؛ قبول دارم. اما مگر غیر از این است که از کوزه همان برون تراود که دراوست؟ مگر ظاهر، تجلی باطن و افکار انسان ها نیست؟ نمی دانم! گیج شده ام! برای همین، گفتم بهتر است از خودت سوال کنم.

عزیزم...!

این ها چطور افرادی هستند؟ تو را به یاد دارند؟ تو را باور دارند؟ آیا اجازه می دهند زندگی شان را تو خانه تکانی کنی؟ اگر تو را فراموش نکرده اند، پس چرا اینطور می پوشند و اینطور می خرند؟ چرا حجاب هاشان خلاصه شد به پیراهن و شلوار؟ چرا موهایشان پیداست؟ چرا شلوارهایشان اینطور است؟ چرا در خیابان، بین این همه، روسری از سر برمی دارند و موهایشان را مرتب می کنند؟ چرا احساساتشان را در خیابان ها به حراج می گذارند؟ چرا غیرت ها اینقدر گل آلود شده اند؟ چرا عشق بازی ها به خیابان ها کشیده شده است؟ مگر مقنعه چه ایرادی داشت که به جایش تکه پارچه ای را؛ آن هم با اکراه؛ به سر می گیرند؟ مگر با این ها نیستی؟ مگر کمک شان نمی کنی؟ پس چرا صدای خنده هاشان، گوش نامحرمان را نوازش می کند؟ آی خدای من!!

عزیزم، امامم، از حال درونم با خبر هستی. می دانی چه حسی دارم. ببخشید که رک حرف می زنم. بخدا دیگر طاقت ندارم. نمی دانم آیا وقتی دختری را در مغازه ای، با پیراهن و شلوار می بینی، باید بگویی باطنش بی عیب است؟ نمی دانم!!

با همه این لجن زار هایی که این روزها در مرداب جامعه ما به وجود آمده و همه در حال گیر کردن در این باتلاق هستیم، هنوز هم سر حرفت هستی که گفته بودی: "ما همواره به یاد شیعیانمان هستیم و اگر غیر از این بود، تا به حال هلاک شده بودید" ؟

پس کمکان کن. لااقل به آن ها که این نامه را می خوانند و عمق درد را حس می کنند و حرف هایم را درک کرده اند، کمک کن. نمی خواهیم در این باتلاق هلاک شویم.

آرزو داریم نیلوفرانه، با دستان پاکت که جسممان را میانشان داری، روحمان را به مادرت زهرا برسانی.

سال نو می شود اما بی ظهور تو...!!!

 




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج، درد دل،
برچسب ها: امام زمان، حجاب، درد دل، نامه ای به دوست، سال نو،
[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 12:23 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

هیچ کس با نام آزادی، دیوار خانه خود را بر نمی دارد ...

هیچ صاحب گنجی گوهر خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد ...

هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار کشیده است ...

اگر مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از مزاحمت حشرات در امان نخواهی بود ...







برچسب ها: زن، حجاب، عفت، آزادی،
[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: ... 3 4 5 6 7 8 9

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان