تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


 پس از سالها گوشه نشینی،در گوشه ای دوباره قلم به دست می گیرم.قلم به دست می گیرم تا بنویسم.بنویسم درباره ظلمی که صورت گرفت!بنویسم برای ارزش هایی که دیگر ارزش نیستند!بنویسم برای آن هایی که روزی بر دل های ما می نوشتند!آری،ظلمی که انجام شد و ارزشی که پایمال شد.شاید فاصله ظلم تا ناپدید شدن ارزش،سال های زیادی باشد و شاید در نگاه تو همان لحظه ای که ظلم صورت گرفت،ارزش پایمال شد.

آری!اگر روزی در معبری تنگ،مادری سیلی نمیخورد و پیش چشمان پسرش،نقش زمین نمی شد؛اگر روزی دختری در بیابان تنها نمی ماند و گوشواره ای از گوشش جدا نمی شد،اگر روزی معجر از سر عزیزی برداشته نمی شد؛امروز ،صدف مروارید هایمان نمی شکست!مروارید هایی که نمیدانند روزی صدف داشتند.مرواریدهایی که نمی دانند روزی در دریایی زلال زندگی می کردند و شاید نمی دانند...هیهات!!

و حال ما در دنیایی زندگی می کنیم که خواسته یا ناخواسته با این بی ارزشی مواجه شده ایم.به دنبال آن نیستم که خواسته بود یا ناخواسته!اما به دنبال آن می گردم که چرا این بی ارزشی در حال گسترش است؟!دختر شیعه ای که فراموش کرده است از خوشه ای جدا شده است که باغبان آن فاطمه(س)بود.دختر شیعه ای که فراموش کرده است مسئول حفظ همان چادر خاکی است که روزی بر سر فاطمه(س)بود!هیهات!!هیهات!!کدامین دختر شیعه؟!!دختر شیعه ای که درد پهلو نمی شناسد؟!دختر شیعه ای که گوشواره از گوشش نکشیدند؟!دختری که در اسارت،چادر از سرش برنداشتند؟!دختر شیعه ای که امام زمان خود را فراموش کرده است؟!دختر شیعه ای که تا چشم باز کرد به او گفتند پدرت برای حفظ تو و دوستانت در جزیره مجنون ،مفقود الاثر شده است؟!دختر شیعه ای که نمی داند پدر موجی یعنی چه؟!دختر شیعه ای که نمی داند جانباز 70%یعنی چه؟!دختر شیعه ای که الگویش فلان خواننده شده است؟!دختر شیعه ای که درد بی پدری را نچشیده است؟دختر شیعه ای که نمیداند فرق بین مفقود الاثر و شهید را؟!دختر شیعه ای که نمیداند ....؟! نه!!نه!!نمی توان او را دختر شیعه نامید!!

اگر او دختر شیعه است،چرااینگونه شده؟!چرا اینطور می پوشد؟چرا دین را نمی شناسد؟چرا نامحرم را از یاد برده؟چرا بی ارزشی؟؟؟

شاید فکر کنید که چرا یک طرفه به قاضی می روم!!نه اینگونه نیست!!حرفم با همه است!!

روزی در نینوا عباس(ع)به زیر اسب زانو زد و جوانان بنی هاشم کوچه زدند تا مبادا چشم نامحرمی به عمه آنها زینب(س) بیافتد.اما امروز برعکس شده است!!جوانان و مردانمان ،غیرت و حیا را قی کرده اند!!راضی اند به بی ارزشی!!!چرا؟؟

آری.روی صحبت با همه است.بشنوید آنهایی که با بهانه ها و دلایلی بی پایه،نماد بد حجابی و بی حجابی شده اید در همه جا!!!در خیابان،اداره،دانشگاه،محل کار،....!هیهات!!هیهات!!

می خواهیم سرمان را بالا بگیریم!اما خجالت می کشیم.خجالت می کشیم از بی حیایی افرادی که معنی حیا را نمی دانند!خجالت می کشیم از مولایمان!از فرزند فاطمه(س)خجالت می کشیم!و چگونه می توان انتظار داشتد در جامعه ای زندگی کرد که فاطمه(س) و پسرش و آلش را از یاد برده اند اما در قنوتشان "مستشهدین بین یدیه" را می طلبند!!!!!

و تو ای جوان به پا خیز!!به پاخیز و حرکتی کن!!حرکتی کن به دور از هر ضعف وکاستی که در نگاه توست نسبت به جامعه!!اگر نمی توانی گروهی را اصلاح کنی ،لااقل خود را اصلاح کن!!امامت،ولی تو منتظر است!!برسان حرف را به گوش آن هایی که نمی دانم چرا سکوت کرده اند؟!!نمی دانم چرا اینقدر بی تفاوت از کنار این بی ارزشی می گذرند و به ما داغداران فقط قول مساعد می دهند!!دیگر تحملی نمانده!!مجالی برای نفس کشیدن در این خفقان ناشی از بد حجابی و بی حجابی نمانده!!بس است!!انقلابی عظیم باید کرد!!

ای جوان،ولی امرت،امام عصرت،منتظر توست!!لبیک "هل من ناصر ینصرنی"را در عصر خودت پاسخ بگو تا کوفی نباشی!!

با علم و بصیرت در انتظار مولایمان باشیم که حسین(ع) را منتظرانش شهید کردند!!!

 

 




طبقه بندی: درد دل،
[ سه شنبه 29 آذر 1390 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان