تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


سلام

نمی دانم این روزها به شهر ما سر زده ای یا نه! شاید آن قدر از شهرمان شراره های آتش زبانه می کشد دلت نمی خواهد به این جهنم سری بزنی! عده ای به بهانه انتخابات، عده ای به بهانه خرید عید، عده ای برای خوشگذرانی به خیابان ها ریخته اند!



نمی دانم این همه به کجا می روند و چه می کنند! اما می دانم این روزها شلوغ تر از روزهای دیگر است. شاید همه در تکاپوی آمدن تو هستند و من بی خبرم از آنکه چه وقت می آیی؟ نه! فکر نمی کنم اینطور باشد! عده ای در گوشه ای جمع شده اند! دختران در یک نقطه! زنان در جایی دیگر! پسران و مردان در جایی دیگر! همه و همه منتظرند تا فرد مورد علاقه شان را ببینند! برایش سوت و هورا سر می دهند! دل خوش اند! سرمست اند! اما من نگرانم! فکر نمی کنم کسی از تو یادی بکند. میدانی چرا؟ چون آنطرف خیابان عده ای پسر ایستاده اند و هر از چند گاهی که دختری عبور می کند،2  یا 3 نفر به دنبالش به راه می افتند! با هم به جایی می روند. به سر درش که نگاه می کنی می بینی نوشته شده:ستاد انتخاباتی حاج....! آنطرف چهار راه،گوشه ای دیگر نوشته شده ستاد انتخاباتی دکتر...! آیا باز هم فکر می کنی در این همهمه و شلوغی و آهنگ هایی که گاهی از این ستاد ها به گوش می رسد، کسی به نبودنت فکر می کند؟ اصلا کسی به تو فکر می کند که به نبودنت یا بودنت فکر کند؟ نه! نگار همه غرق شده اند در این انتخاب! وای فراموش کردم بگویم. بگذار خلاصه و سریع بگویم برایت عزیزم.

چندین سال پیش عده ای از مانند ما رفتند و در مقابل دشمنان ایستادند و جنگیدندتا سرزمین ما به دست دشمن نیافتد. از آن به بعد ، هر 4 سال،نمایندگانی را از شهر های خودمان انتخاب می کنیم و آن هارا در یک جا که نامش مجلس شورای اسلامی است جمع می کنیم تا بهترین تصمیم ها را برای خاکی بگیرند که عده ای با فدا کردن جانشان، نگذاشتند به دست دشمن بیافتد.

نفسم، عمرم، عشقم، عزیزم؛ امروز که این نامه را برایت می نویسم، روزانتخاب است. اما افسوس! انگار هیچ کدام از این ها که آمده اند، نه به فکر اسلامند و نه به فکر خاکی که خون جوانانش در آن ریخته شده! همه جور آدمی کاندیدا شده اند! برای خود گروه تشکیل می دهند! خود را از صراط مستقیم جدا می دانند! عده ای می گویند راستی هستیم؛ عده ای دیگر می گویند چپی هستیم. عده ای می گویند اصول گرا هستیم اما اصول خود را در راستی ها می جویند! دیگر کسی به فکر ولی و ولایت نیست. به بهانه های مختلف همه را به دور خود جمع می کنند و وعده می دهند. طوری حرف می زنند که فکر می کنی...!

نمی دانم!

آقا، ای همه زندگی ام، دلم برایت تنگ شده. عزیزم بغض کرده ام برایت. نائب تو، سید علی خامنه ای تنهاست انگار! آقا جان من از بین این همه، یکی را انتخاب کردم. به او کمک کن تا بتواند از خون شهیدان این خاک پاسداری کند. آقا جان، راستی برای آن دختران و زنانی که تنها با یک کیف دست، این روزها زیاد در خیابان ها دیده می شوند، دعا کن تا گرفتار چنگال های ناپاک نشوند. آقای من، برای پسران و مردان ما دعا کن تا قدرتی یابند که نگاهشان و اعمالشان از گناه حفظ بماند. آقا جان، برای رهبرم دعا کن تا تنها نباشد. آقا برای آرزویم دعا کن! برای نماینده ای که به مجلس شورای اسلامی می رود دعا کن تا در صراط مستقیم قدم بردارد.

 

آقای ما، دعا کن برای ما ...




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج، درد دل،
برچسب ها: انتخابات، حجاب، ستاد انتخاباتی، امام زمان، سید علی خامنه ای، رهبر، مجلس شورای اسلامی،
[ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 03:37 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان