تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من





دلم را غربت گرفته. دلم پر شده از غم. نمی دانم چرا! اما کور سویی مرا از دور می خواند. شاید دلم گرفته به خاطر همه گناهانی که مرتکب شده ام. شاید دلم به خاطر هر خطایی که از من سرزده گرفته و یا شاید به خاطر هر کار زشتی که در پنهانی انجام داده ام و یا هر عملی که از روی نادانی انجام داده ام، چه پنهان و چه آشکار و یا شاید ....

اما دلم گرفته است و می دانم تو با رحمتت همه این ها را مخفی کردی و پوشاندی. پروردگارم از تو می خواهم که همه را ببخشی. خدای من، هر بار که دلمان می شکند تصمیم های خوب و قشنگ می گیریم، دوست دارت می شویم. با تو عهد میکنیم اما همین که فضلت را به ما عطا می کنی و قلب هایمان را پر از محبتت می کنی، فراموشت می کنیم.عهد و پیمانمان را از یاد می بریم. خدای خوبم، شرمنده ام. پشیمانم. نادمم از اینکه به هرکسی جز تو دل بسته ام. به هرکسی جز تو محبت کرده ام. همه را داشتن و تو را نداشتن، هیچ نداشتن است. خدای خوبم، شرمنده تو هستم. چرا که می دانی خطا می کنم و می لغزم اما خودت را به یادم می آوری. رمضان را بهانه قرار دادی تا بنده نادمت را دعوت کنی. اهل بیت را واسطه قرار دادی تا با شفاعت آن ها به تو متوسل شوم. اما هنوز تو را دارم و به سویت نمی آیم.خدای من قدم هایم را استوار کن. به من بصیرتی عطا کن تا راه های به ظاهر سخت رسیدن به تو را به راه های بی سرانجام به ظاهر زیبای شیطان ترجیح دهم.

خدایا من را به همان کورسویی برسان که قلبم را می خواند و در همه تاریکی ها امیدم می شود. بینایم کن تا خورشید وجودت را کورسو نخوانم. گناهان چشمانم، نورانیتت را کورسو می بیند. خدایا دستان و پاهایم آنقدر گناه کرده اند که با هر زمین خوردنی در راه رسیدن به تو توان برخواستن ندارند. خدایا از شیطان رانده شده به درگاه تو پناه می آورم. خدایا رمضان را بهانه می کنم تا آنگونه که تو می خواهی به درگاهت بیایم. خدایا دوباره تصمیم های خوب می گیرم. خدایا قول می دهم آنگونه که گفتی بندگی کنم. خدایا لذت ترک گناه را به برکت سفره رمضانت به من بچشان تا بفهمم گناه نکردن آسانتر و لذت بخش تر از توبه کردن و ترک گناه است. خدایا اصلاً فرض می کنم پرونده اعمالم آنقدر سیاه است که تنها بنده گناهکارت روی زمین هستم. اما می دانم پروردگاری که مرا آفرید هنوز مانند روزی که طفل بودم دوستم دارد و اگر او را بخوانم و با او عهد پاک زیستن را ببندم، مرا در آغوش خواهد گرفت.

رمضان را بهانه برگشت به آغوش پر مهرت قرار می دهم...

عهد می کنم... عهد می کنم... همه آن هایی که در ذهن دارم و در پرونده سیاه اعمالم ثبت شده است را جبران کنم.

تو چه عهد می کنی؟!!...



طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: گناه، دل، رمضان، ترک گناه، بهانه، توسل،
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 12:58 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان