تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


تو که میگی :

“دل آدم باید پاک باشه”

و فکر میکنی که با گفتن این یه جمله دیگه مجوز انجام هر کاری رو برای خودت صادر کردی ؛

لطف میکنی به این سوال من جواب بدی؟

اگه یه خودرو به خاطر بد رانندگی کردن حادثه آفرینی کنه، فرقی میکنه کی پشت فرمونش نشسته باشه؟

اصلا دل پاک بودن و نبودن راننده خاطی چه دخلی به تصادف داره؟

تویی که با سرعت ۱۲۰ تا میزنی مغز اون جوون بیچاره ای که گناهش داشتن غریزه و احساساته رو میاری پایین ،

آره تو…

من چیکار با دل پاک یا ناپاکت دارم؟

بزن بغل افسر بیاد کروکی بکشه…

در میری؟

زرنگی؟

دوربین ها همه چی رو ضبط کردن…

دل پاک!

بی آلایش!

خدا رو خوش نمیاد…

درست رانندگی کن…






طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: حجاب، چادر، زن، حیا، عفاف،
[ شنبه 31 فروردین 1392 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ ]
امشب شهر ما مهمان دارد.امشب دو شهید به ما سرزده بودند.استخوانهایشان را آوردند تا ما به آن ها چنگ بزنیم.شاید بهتر است بگویم،انگشت اشاره شان را آوردند تا راه را دوباره ما نشان بدهند.آری... حتما همینطور است.
امشب چشم ها می جوشید و دست ها می لرزید.نگاه ها همه خیره شده بود... شهید آورده بودند
بگذارید طور دیگری بگویم...امشب شهر ما مهمان دارد.امشب مادر به ما سر زده بود. یقینا مادر به بدرقه فرزندانش می آید...امشب مادر فاطمه زهرا آمده بود تا راه را به ما نشان دهد.آمده بود تا خیلی حرف ها بزند.این روز هاشهر خیلی شلوغ شده.پر شده از بی حیایی و بد حجابی.شاید صدایش را همه نمی شنیدند...اما یقین دارم حرف داشت.درد داشت... مگر می شود این همه بد حجابی و بی عفتی و بی غیرتی باشد و مادر غصه دار نشود؟!! نه... اما با همه این درد ها و دل شکستن ها،چون مادر است مهربان است.آری ... مهربان است که فرزندانش را  یک بار دیگر به دست ما سپرد تا یادمان بیاورد که از خط مستقیم فاصله نگیریم. مسئولیت همه ما سنگین تر شد.
حرف آخر:
خواهرم با صلابت حجابت،حرمت خون شهید را نگه بدار که مادر فاطمه زهرا منتظر است تا خواهریت را برای فرزندانش ببیند.
برادرم غیرتت را حفظ کن و نگذار مادرمان زهرا،دل آزرده شود.
التماس دعا



برچسب ها: شهید، فاطمیه، زهرا، حجاب،
[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
سلام
نمی خواهم بنویسم.حرفهایم باشد برای بعد.فعلا سکوت می کنم تا بغضم بترکد...
فقط یک جمله...
امروز دیدم،پشت یک ماشین در این شهر شلوغ،نوشته شده بود:

چشمان زهرا به عفاف من و توست ...

فکر کن !!! چقدر جمله پر معنایی...
بیایید حواسمان باشد که چشمان در انتظار  را بارانی نکنیم...
یا علی...




طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل، دل نوشته های شما،
برچسب ها: عفاف، زهرا، چشم،
[ سه شنبه 20 فروردین 1392 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

-زن دوست داره دیده بشه و حقش هم هست که دیده بشه و زیبایی هم دیدنی است.جواد ، قدری در خودش فرو رفت.نمی خواست همین طوری حرفی زده باشد.پس از لختی سکوت، رو کرد به سعید و گفت:

-سعید جان حرفت درست! ولی من یک سوال دارم.سعید با حس و حال ناشی از پیروزی در بحث با جواد گفت:

-بپرس!

-در نظر تو زیبایی زن مثل زیبایی چشم انداز ناب یک طبیعته و لذتی که یک مرد از دیدن طبیعت می بره با لذتی که از دیدن زیبایی زن می بره یه جوره!؟

سعید مثل همیشه فوری به سوال جواب نداد.کمی غافل گیر شد.سکوت کرد و به سوال جواد فکر کرد. یک بار ، دو بار، سه بار سوال جواد را در ذهنش مرور کرد و همچنان ساکت بود.جواد هم حرفی نزد.بعد از کلی سکوت که میان جواد و سعید گذشت ، سعید بی آنکه سرش را برگرداند به روبرویش نگاه کرد و گفت:

-به نظر می رسه این زیبایی باید پوشیده بشه.

جواد وقتی که جمله سعید را شنید از جایش برخاست:

-فکر میکنم دیگه باید بریم، شب می افتیم، راه ما دوره، کلی راه رو باید پیاده بریم، این جا شب ها گرگ داره، عجب طبیعتی داره این روستا.

-حرفی نزدی جواد ؛ امروز زور فکری تو مارو ضربه فنی کرد.

-نه، راستش وقتی جمله آخر تو شنیدیم به یاد حرف شهید مزدستان افتادم که توی نامه ای برای خواهرش نوشته بود: خواهرم! اگر می دانستی که هرروز چند بار در جبهه شهید می شوم، چادر را تنها یک پوشش ساده یا بیهوده نمی دانستی.

(شهید صادق مزدستان در قائمشهر به دنیا آمد.فرمانده تیپ دوم مکانیزه لشکر 25 کربلا بود و در تاریخ 9 دی 61 در منطقه فکه بر اثر اصابت ترکش مین والمر به ناحیه سر شهید شد.در نامه ای به خواهرش می نویسد:

" اگر می دانستی که هرروز چند بار شهید می شوم چادر را تنها یک پوشش ساده نمی دانستی.")

منبع:مجله سبز سرخ



طبقه بندی: بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، زیبایی، شهید، دیدنی، پیروزی، لذت، پوشیده،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ منتظر ]

در انتظار موعود(عج)شاید این جمعه بیاید شاید...

فاطمه انسانی خاص و فاطمیه مصیبتی مخصوص خواص است.

اگر محرم ماتمی عمومی و شامل همه مسلمانان است،اما فاطمیه عزایی ویژه ی مومنان است...

در محرم گریه آزاد است و شیون، هرچه بلندتر بهتر. اما در فاطمیه اشک را باید در درون ریخت و جز با سکوت فریاد بر نیاورد.

فاطمه انسانی خاص و فاطمیه مصیبتی مخصوص خواص است.

اگر محرم ماتمی عمومی و شامل همه مسلمانان است،اما فاطمیه عزایی ویژه ی مومنان است...

در محرم گریه آزاد است و شیون، هرچه بلندتر بهتر،اما در فاطمیه اشک را باید در درون ریخت و جز با سکوت فریاد بر نیاورد.

محرم هنوز نیامده در خلق عالم شورش میشود ، ولی فاطمیه می آید و میرود و چه بسیارند کسانی که اصلا خبردار نمی شوند.

در محرم همه چیز را ریز میکنند و با ذکر جزئیات تعریف میکنند، در فاطمیه اما کلیّت ماجرا نیز باید در پرده گفت ...

در محرم ، تاریخ رخدادهای حاشیه ای نیز دقیق است ،ولی در فاطمیه حتی روز عزا نامعلوم است !

و درست مشخص نیست که بانوی دو عالم در کدام روز به شهادت رسیده است!

در محرم مقتل همگان معلوم و مدفن یاران مشخص است ، اما در فاطمیه هنوز مزار پاره ی تن رسول الله (ص) گمنام است...

محرم جشن خون است و فاطمیه عید خون دل . در محرم دل بعد از عزا خالی میشود و در فاطمیه پر...

محرم به قصه میماند و فاطمیه به غصه . محرم حکایت شهادت است و فاطمیه ماجرای ولایت .

محرم ماه انتقام گرفتن از دشمنانی است که خون خدا را ریخته اند ، فاطمیه اما ماه انتقام ار دوستانی است که خون به دل خدا کرده اند .

در محرم میان آن همه شهید بانویی دیده نمیشود اما در فاطمیه تنها شهید ، بانوی برگزیده ی خداست.

در محرم جام شهادت سر میکشیم و در فاطمیه جام زهر...

در محرم بعد از شهادت اسارت است و در فاطمیه علی (ع) را قبل از شهادت زهرا (س) اسیر میکنند...

در محرم شش ماهه در آغوش پدر آرمیده و در فاطیه طفل در رحم مادر خوابیده.

در محرم سیلی بر صورت زنان بعد از رفتن امام و در فاطمیه جلوی دیدگان امام...

در محرم باید بر سر و سینه زد ؛ در فاطمیه اما دستها یارای بالا آمدن ندارند .

در محرم ، رزمندگان در حسینیه حاج همت دوکوهه، ایستاده عزاداری میکنند ،

ولی در فاطمیه بسیجیان در قبرهایی که برای خود در اطراف گردان تخریب کنده اند ،نشسته مرثیه میخوانند .

در محرم بچه های گردان در زمین صبح گاه دسته راه می اندازند، اما در فاطمیه غم عظیم تر از آن است که مجال به این اجتماعات دهد.

خلاصه این که در مُحرم ، مَحرم و نامحرم را راه میدهند اما در فاطمیه در به روی هر کسی باز نمیکند .

گفت : « همه ما با مُحرم وارد دستگاه اهل بیت (ع) شدیم.در کودکی خدا را با حضرت عباس (ع) شناختیم.

با امام حسین (ع) سفر عشق را آغاز کردیم. دل ما با مُحرم گره خورد و پای سفره ی کربلا اسلام را شناختیم .

و برای همین امام عزیز ما فرمود :"محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته ."

بعد ادامه داد :"اما کسی که در مسیر عشق به اهل بیت (ع) ، موانع را به خوبی بردارد  و به سوی نور قدم بردارد راهی فاطمیه میشود .

فاطمیه خلوتگهی است که جز برگزیده گان ، کسی به حریم آن راه ندارد.

فاطمه (س) نور است و کسانی که فاطمیه را درک کنند و نورانی اند. وقتی کسی فاطمه ی خدا را شناخت ، آن گاه به بارگاه قرب الهی راه می یابد

این ها را آن بسیجی میگفت ؛ او در عشق به پاره ی تن رسول خدا سوخته بود. شب و روزش شده بود یاد مادر .

هم او که به عشق حضرت زهرا عاشق گمنامی بود. و سالهاست که از او خبری نشده است ؛ زیرا میگویند:

« آن را که خبر شد , خبری باز نیامد »



برگرفته از کتاب  "مهر مادر "

انتشارات شهید ابراهیم هادی

 




[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان