تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


بعد از مدت ها دوباره برایتان می نویسم.اما این بار از جایی که خیلی فرق دارد با جاهای دیگر.اینجا مردمانش خیلی زود به روز می شوند.خودشان را همگام با دنیا پیش می برند.هر روز آن ها را متفاوت با روز قبلشان می بینی...اینجا جایی است که ساپورت شلوار رسمی شان شده انگار.اینجا جایی است که پوشیده بودن موی سر معنای خاصی برای خیلی ها ندارد.اینجا همه چیز فرق ارد با خیلی چیز های دیگر.اینجا ارتباز ها خیلی معمولی است.خیلی بی پرده و راحت.شاید به قول خودشان جنس مخالف اهمیتی ندارد.این جا رژه بوت های بلند را برایت عادی می کنند.

اینجا تیپ لباسشان،بوت،شلوار ساپورت،بلوز و شال است.اینجا پسرانش شلوارهای تنگ و چسبان و فاق کوتاه و هیپ هاپی را زیاد می پوشند.اینجا جایی برای نفس کشیدن نیست.همه در حال دویدن هستند.اینجا تهران است.

کار روزمره مردم هر صبح از مترو و شلوغی هایش شروع می شود.جایی که هرکسی به فکر رساندن خود به محل کار است.غروب ها همه خسته ، دوباره به آغوش مترو باز می گردند. این ریل های زیر زمینی همه  را می بلعند انگار..این کرم های خاکی تحمل بالایی دارند.کنار این همه خستگی،زیر زمین داخل مترو،دختران و پسران در اغوش یکدیگر می ایستند تا به خانه برسند.دختری که سرش را روی سینه پسری گذاشته یا دستانشان به هم گره خورده.پسر هم او را به کناری از واگن می برد تا دیگرا به دختر احساساتش تنه نزنند.دستان دختر را هم طوری محکم گرفته که انگار خودش غریبه نیست...اینجا همه این ها بی معنی است...خوب دوستند دیگر...!!!!!!

خیلی ها در مترو زندگی می کنند.کالا می فروشند،شماره رد و بدل می کنند،قرار می گذارند.و اینگونه زمین هر روز آغوشش را باز می کندبرای مردم این شهر شلوغ.البته باید قانع بود به افرادی که هنوزدر بین این همه شلوغی شهر هنوز حجاب برایشان ارزش است و البته تعدادشان کم نیست اما به چشم نمیایند بین این همه شلوغی و این مایه دلگرمی است...

اینقدر این جا هر روز اتفاقات جدید می افتد که قلم یاری نوشتن نمی کند.نمی دانم از کجا باید بنویسم.از خیابان،یا از بوت ها...از مترو یا از ساپورت ها...از BRT یا از دوستی ها... از فروشنده ها یا از صادقیه و آزادی و ولیعصر... از پیشنهاد ها و قیمت های کنار گوشت یا از پارک دانشجو...اینجا همه چیز هست،خوب و بد...فقط مراقبه می خواهد.خدا و امام زمان هم هستند.تازه دارم میفهمم دل امام زمان را شکاندن یعنی چه...!!!

سر بچرخانی مسیرت را باختی..باید محکم بود..فقط اراده می خواهد.تو بخواه،همه چیز هست...

خدایا فقط یک خواهش:خودم را به تو می سپارم...

---------------------------------------

پ.ن:بغض گریه اشک آه.... 




طبقه بندی: اللهم عجل لولیک الفرج، سخنان حجاب، سخنان حجاب،
برچسب ها: تهران، مترو، شلوغی، حجاب،
[ جمعه 26 دی 1393 ] [ 03:31 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
سلام
و دوباره بهانه ای برای خوشگذرانی...
جشنواره ملی بهار نارنج در شهرستان بابل
چقدر خوب است که یک گروه قصد دارند فرهنگ و پیشینه فرهنگی خود را به نمایش بگذارند 
و اما چقدر زشت است که همین گروه به بهانه ارائه فرهنگ خود دست به هرکاری بزنند. آیا جشنواره ملی بهار نارنج محل رقصیدن هم هست؟آیا جشنواره ملی بهار نارنج محل اجرا و پخش "آهای خوشگل عاشق" هم هست؟!!اصلا این دو موضوع بههم ربطی دارند؟!!آیا جشنواره ملی بهار نارنج محل اجرای حرکات موزون توسط دختران و زنان هم هست؟آیا جشنواره ملی بهار نارنج محل اجرای حرکات موزون خاص هموطنان غرب مازندران در بین پسران هم هست؟!!!
آیا همه این ها اجازه پخش از رسانه ملی را هم دارند؟!!یا شاید هم رسانه ملی پیش بینی اجرای چنین اتفاقاتی را نمی کند که در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرد!!!بازهم باید از تصویر برداران عزیز تشکر کرد که تلاش می کردند کمتر چنین صحنه هایی را تصویر بگیرند.
نه.این بار تقصیر مسئولان نیست.تقصیر مردم است.شاید بگویند این جشنواره ها محلی برای تخلیه انرژی مردم و یا به نوعی سوپاپ اطمینان مردم هستند...کدام مردم؟؟!!چه سوپاپ اطمینانی؟!!اصلا این مردم وقتی در این موقعیت ها قرار میگیرند،باز هم حرف های کوچه بازاری خود را می گویند؟!!باز هم همه مسئولان را بابت مشکلات اقتصادی زیر سوال می برند؟!!باز هم به بزرگان توهین می کنند؟!!بازهم از سیاست مداران می گویند؟!!این ها همان افرادی هستند که فردا در بازار علیه همه چیز حرف خواهند زد.پس چه برایشان سوپاپ بگذارند و چه نگذارند،حرف های خود را می زنند...
اصلا مشکل از جای دیگری است.مشکل از فراموشی است.فراموشی دین... مشکل از فراموشی دین است.کسی که دینش را شناخته باشد،تشخیص می دهد که چه جمعی مناسب اوست.تشخیص می دهد چه حرفی را نباید بزند...
اصلا بگذریم... اعتقادات من چه به درد مردم می خورد؟!!هر کسی را در قبر خودش می گذارند... آری...به من ربطی نداشت که بنویسم...حتما صلاح کار همین هست که بود!!! خودم جواب حرفهایم را دادم...
آری..مردم نیاز دارند... بهانه ای برای خوشگذارنی بود...
یا حق



طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل،
برچسب ها: جشنواره بهار نارنج، بابل، مردم، حجاب، عفاف،
[ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
سلام...
سلام...ببخشید،اجازه هست؟
سلام...میتونم اسمتون رو بدونم؟
سلام...چقدر قشنگه...
تیس تیس..
بفرمایید...این مال شماست؟
شماره بدم؟
برو گمشو...کجا برم...تازه دیدمتون...
یه لحظه صبر می کنید؟کارتون دارم... شما خانم. با شمام...
میدونید این ها چیه؟!!!
این ها بعضی از جملاتی هست که پسرهای جامعه ما وقتی میخوان با یه دختر تو خیابون یا تو چت آشنا بشن میگن...آره.چت...خیابون...
بعدشم با یکم ناز کردن دختر ها،یه رابطه جزئی شروع میشه.بعد پای اپراتور های تلفن همراه(که خودتون بهتر میدونید منظورم چیه!!)میاد وسط.شماره ها رد و بدل میشه.اولش فقط پیامکه...بعد 4،5تا پیامک ،کلمه "بله" از طرف دختر،به کلمه "جونم" تبدیل میشه.پسره هم که یکم دلش قنج رفت و قند تو دلش آب شد،شروع میکنه به خواهش برای شنیدن صدای دختره.بازم دختره ناز میکنه...با یکم ترس و با دور دیدن چشم خانواده به پسر اجازه میده تا زنگ بزنه...اولش با یه سلام و احوال پرسی و پرسیدن مجدد اسم و سن،تماس قطع میشه.
دوباره پیامک..."صدات چقدر قشنگ بود!!"دوباره تماس،پیام و بالاخره قرار تو یه پارک،سینما،کافی شاپ،مغازه،کوچه...دیگه تموم شد.به همین سادگی باهم دوست میشن و اتفاقات بعدی رخ میده تا اینکه شیطنت پسره گل میکنه...هرکسی به اندازه خودش تا یه جاهایی پیش میره...حوصلتون سر رفته؟ادامه بده.جالبتر هم می شه!!!
بعد یه مدت که تاریخ مصرف طرفین تموم میشه یا اگه گاهی خانواده ها متوجه بشند،رابطه قطع میشه...دوباره پیامک های عاشقانه شروع میشه...نهایتا اگه خیلی وابستگی ایجاد شده باشه،سیم کارت ها عوض میشه و گوشی های هر دو طرفشون پر میشه از علی عبدالملکی،مجید خراطها و محسن یگانه و ...!!!
پر میشه از عشق نا تموم.../تو رفتی و من مردم.../رفتی با یکی دیگه و از این مدل آهنگ های مزخرف.
چند روز بعد پسره میره سراغ کامپیوترش و برای پرشدن وقتش میره اینترنت... و بالاخره دوباره میره چت روم... و دوباره سلام!! سلام..ببخشید اجازه هست؟سلام...چقدر قشنگه...!!!
-------------------------------------------------------------------------
آری.به همین سادگی ... اتفاقی که هر روز هزاران موردش کنار چشمانمان در فضای مجازی و حقیقی در حال به وقوع پیوستن است.فرایند دل دادگی و دل بریدن جوانان امروز جامعه ما...
هرگز قصد ندارم در این خط خطی از شرعیات و حرمت شهدا بگویم.فقط میخواهم از وجدان بگویم.برادر و خواهر دیده بان مجازی،دشمن کمین زده است.دشمن تاکتیکش را عوض کرده است.جنگ رو در رو دیگر کهنه شده است.جنگ نامنظم و زیر پوستی شروع شده است...دشمن از بالای سرمان ما را هدف گرفته است.آری... چت...!!بهترین فضای جنگ نامنظم. Wiber ، Line، Tangu ، Nimbuzz و به صورت کاملا زیر زمینی با در اختیار قرار دادن host رایگان برای ساخت چت روم های داخلی که با اسامی مختلف همچون "عسل چت"،"مختلط چت"،"زن چت" و ... توسط جوانان پاک جامعه ما در فضای سایبر در حال فعالیت هستند.جوانانی که مطمئنا به صورت ناخواسته و برای تفریح اقدام به ساخت این چت روم ها می کنند.
و جوان امروز جامعه ما به جای مطالعه،کار و پیشرفت،خود را در این کمین گاه مشغول می کند.و ما به اصطلاح دیده بانان فضای مجازی،به جای متحد شدن برای کمک به برادران و خواهران کشورمان برای نجات از این کمین،دست روی دست گذاشته ایم و یا از روی کم اهمیت دانستن و یا ترس از به گناه افتادن،در حال مشاهده به دام افتادن و از بین رفتن و به بطالت رفتن برادران و خواهرانمان و یا بهتر بگویم،نوامیسمان هستیم.
دیگر زمان حرکت فقط انفرادی در جنگ مجازی نیست.دیگر نیاز به تخریب چی نداریم.دیگر نیاز به اطلاعات عملیات نداریم.دشمن ما را در کمین انداخته است.باید لشگر به راه انداخت و مقابله کرد.
بیاییم با نشر این پیشنهاد و رساندن آن به مجامع فرهنگی که در آن فعالیت می کنید،لشگری فاطمی را ایجاد کنیم و با برنامه ریزی به صورت روزانه،خود را به دل این کمین گاه برسانیم.شاید نجات یک ناموس در این کمین گاه بزرگ،سدی باشد جلوی دستان کسانی که میخواهند ماجرای کوچه را امروز دوباره در خانواده های جامعه ما تکرار کنند.می توانیم با برادران و خواهرانمان در این چت روم ها همراه شویم و کمکشان کنیم.فرصت در حال از دست رفتن است،دیده بان!!
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:1.نام بردن چت روم های خاص در این متن،دلیلی بر فعالیت آن ها ،خلاف موازین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نمی باشد و هیچگونه هدف خاصی را دنبال نمی کند..فقط جهت آشنایی خوانندگان با چت روم های داخلی می باشد.
2.اگر قصد ورود به این چت روم ها را داشتید،مراقب باشید هر خواننده متانسب با جنسیت خود،به برادر یا خواهری کمک کند.چرا که توجیه نهی از منکر ممکن است ناخودآگاه هر فردی را به عمل به منکر وارد کند.

و من الله التوفیق



طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل،
برچسب ها: چت، روم، چت روم، حیا، دشمن، کمین،
[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 01:56 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
این مطلب مقداری طولانی است
لطفا در صورتی که حوصله دارید،مطالعه بفرمایید و در صورت تمایل هرگونه نظر خود را اعلام نمایید.
اگر حرفی به صورت صریح زده شد،کمال عذر خواهی را از محضر خوانندگان بزرگوار دارم.

-----------------------------------------------------------

نمی دانم از کجایش شروع کنم...از هرکجا بخواهم آغاز کنم،آخرش به بن بست می خورد.درد دل هم نمی کنم چون دیگر کسی به دل فکر نمی کند که بخواهد دردش را بشنود.دیگر باید با عتاب حرف زد.
آهای دخترک...اینجا دانشگاه است...اینجا مقدس است.قدم به خانه ات که می گذاری،آدابش را رعایت می کنی...مگر از خانه خودت جایی را با آزادی بیشتر سراغ داری؟اصلا آیا آزادی که در اتاقت داری را می توانی در جای دیگر داشته باشی؟؟پس چرا هرطور دلت می خواهد در اتاقت زندگی نمی کنی؟!چرا با کفش های کثیف به اتاقت پا نمی گذاری؟چرا روی دیوار های اتاقت با خودکار و مداد خط نمی کشی؟!دیدی حتی اتاقت هم قانون دارد!!شاید اینقدر این قوانین از کودکیت برایت مرور شده اند که دیگر به چشم قانون به آن ها نگاه نمی کنی.حالا به این فکر کن جامعه ای که در آن زندگی می کنی،دانشگاهی که در آن درس می خوانی،قانون دارد. و تو موظف به رعایت آن هستی.مگر سالن دانشکده،سالن پذیرایی خانه ات است که روی صندلی،بین این همه دانشجو می نشینی و لم می دهی و با گوشی ات بازی می کنی؟!!چه وضع زشتی؟!!حتما باید با دوربین مدار بسته تو را ببیند و بیایند تذکرت بدهند؟!!مگر حیاط دانشگاه سکوی وزنه برداری است که در آن خودنمایی می کنی؟!
چقدر بی حیا شده اید...!!چقدر شخصیت و لطافت یک دختر را تنزل داده اید که هرکس هرچه دلش بخواهد بگوید....!!
آهای دختر دبیرستانی...تو دیگر به دنبال چه می گردی؟!...همین قدر که در رابطه با رنگ لاک دستانت اطلاعات جمع می کنی،در مورد حجاب اطلاعات داری؟؟همین قدر که به دنبال چت روم های جدید هستی،دنبال آیات قرآن در رابطه با پوششت هستی؟!اگر این چنین بود و به نتیجه نرسیدی،پس وای به حال من و امثال من که بیهوده در این وادی در حال گام برداشتن هستیم.
آهای مادر امروزی...


جهت ادامه لطفا کلیک کنید

طبقه بندی: سخنان حجاب، بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، دختر، پسر، مادر، زنان مصنوعی،
دنبالک ها: زنان مصنوعی پشت مرزهای ایران،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
سلام
نمی خواهم بنویسم.حرفهایم باشد برای بعد.فعلا سکوت می کنم تا بغضم بترکد...
فقط یک جمله...
امروز دیدم،پشت یک ماشین در این شهر شلوغ،نوشته شده بود:

چشمان زهرا به عفاف من و توست ...

فکر کن !!! چقدر جمله پر معنایی...
بیایید حواسمان باشد که چشمان در انتظار  را بارانی نکنیم...
یا علی...




طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل، دل نوشته های شما،
برچسب ها: عفاف، زهرا، چشم،
[ سه شنبه 20 فروردین 1392 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

اگر در اینترنت جست‌وجویی داشته باشیم می‌بینیم که فضای اینترنت پر شده از عکس‌های زنان ومردان بازیگری که لباس‌های عجیب و غریب به تن می‌کنند و آرایش‌های غلیظ و آنچنانی دارند و از شکستن حرمت‌ها و تابوهای جامعه هیچ ابایی ازخود نشان نمی‌دهند.

بعضاً عکس‌ها پوستر هم می‌شوند و آنقدرحرفه‌ای ساخته شده‌اند که هیچ کس نمی‌تواند بگوید اینها عکس‌های شخصی افراد است، در فضای اینترنت تکثیر شده است؛ تصاویر نابهنجار که از بغل کردن سگ، گربه، مار، کروکودیل و شاهین گرفته تا سیگار کشیدن زن‌ها و گاه کشف حجاب که به قسمتی از این خودنمایی‌های فضای مجازی بازیگران مبدل شده است تا به هر طریقی جلب توجه کنند؛ الگوهایی که سینما و تلویزیون ملی برای نوجوانان وجوانان درست کرده‌اند و قرار است تا آنها رسالت فرهنگ و هنر کشور را در این بحبوحه بیداری اسلامی جهان به دوش بکشند  !





اینجاست که باید از ته دل بر این هنر بیمار سینما افسوس خورد، آه حسرت کشید و با دیدن چنین تصاویری تأمل بیشتری کرد زیرا در فضایی که همه چیز با کنترل فیلتر می‌شود، درخصوص این تصاویر نه چندان موجه و نابهنجار بازیگران که مدام در رقابت جلوه‌گری بیشتری هم هستند نه فیلترینگ عمل می‌کند و نه هیچ مقام مسئولی پاسخگوست تا این ولنگاریسم موجود را در فضای مجازی و سایبری کنترل کند. هنوز دخترک نوجوان بازیگری، قسمت‌های سوم و چهارم سریالی که درآن ایفای نقش دارد در تلویزیون پخش نشده که تصاویر ناجور ژورنالیستی‌اش در ژست‌ها و تیپ‌های مختلف فضای اینترنت را پرکرده، فرض کنیم شاید او مرفه و از خانواده‌ای متمول است که برای خودنمایی و رفع نیاز شهرت، هم نقش را خریده و هم خودش عکس‌ها را در اینترنت پرکرده است حالا بااین اوصاف پیدا کنید پرتقال فروش را؟ و البته درکنار آن جناب مسئول پاسخگو را؟



با کمال تأسف این روزها فضای رسانه‌های ما پر شده از مبحث دلالی در فوتبال و سینما و تلویزیون و… در این میان هم هیچ‌کس نیست تا این پول بی‌زبان بیت‌المال را از چنگال اینها بیرون بیاورد اما دیگر قرار نیست دلال‌ها به جای وزارت فرهنگ و ارشاد عمل کنند یا به جای مدیران شبکه‌های تلویزیونی فرهنگ‌سازی داشته باشند.

تا دیروز دغدغه‌مان نشریات زرد و کم‌عمق به قول مرحوم جلال آل‌احمد رنگین‌نامه‌های رایج بود ولی امروز همان عدم‌نظارت درچاپ و توزیع نشریات در سراسر عرصه فرهنگ و هنر ریشه‌های عمیق دوانده است، چنانچه گاه مجریان تلویزیونی هم که به اصطلاح از چندین فیلتر گذشته‌اند تا بتوانند پا در حوزه رسانه ملی بگذارند و در قاب تلویزیون به شهرت و قدرت برسند، بعضاً جدا از شعارها و حرف‌های دوگانه‌ای که در برنامه‌های تلویزیونی و نشست‌های مختلف اجرایش را عهده‌دار هستند، خود آستین همت بالا زده‌اند و نشریات زرد یا حتی مزون مد و لباس را می‌چرخانند یا تلویزیون را فضایی برای معرفی و تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم مدل‌های نامتعارف و لباس‌های فروشگاه خود کرده‌اند، به‌صورتی‌که یکی از مجریان معروف و شناخته شده تلویزیونی که فروشگاه کت و شلوار دارد هر بار در جلوی تلویزیون برای اجرا یکی‌از مدل‌های لباس فروشگاه خود را به تن می‌کند و با شوی لباس‌هایش از قاب تلویزیون به صورت رایگان، غیرمستقیم تبلیغ به راه می‌اندازد؛ لباس‌هایی که بعضاً نامتعارف هم هستند ولی او به مدد شهرتی که از رسانه ملی کسب کرده است، کار خود را انجام می‌دهد. آری اینها شده‌اند الگوها و سردمداران فرهنگ و هنر کشورمان و البته مثل همیشه کسی هم کاری ندارد.

منبع:
سایت جنبش سایبری 313(برگرفته از رورنامه جوان)



طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: زن، سینما، حجاب، فساد در سینما، بازیگران،
[ سه شنبه 25 مهر 1391 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]

الف – ب – پ – ت - ....

آن مرد آمد ...

 2+2 = 4

3*5 = 15

مطلوبست حل معادله ....

جسمی از ارتفاع ...

فرکانس انتقال چقدر باشد تا ....

و همچنان ادامه خواهد داشت ...

می دانید موضوع چیست؟! موضوع از روز اول سواد آموزی است تا به فردایی که در پیش داریم. میدانی مهیب که ما را می خواند. آری ... دانشگاه ...




وقت آن رسیده است که یک بار دیگر مرور کنیم از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم آخر ...

این روزها، روزهای شروع کلاس درس دانشگاه ها است. دوباره همه دانشجویان راهی دانشگاه شده اند بعضی در شهرهایشان  و بعضی دیگر در شهرهای دیگر.

اما مهم ترین موضوعی که خیلی ها فراموشش می کنند این است که یک دانشجو فقط و فقط به دانشگاه نمی آید تا درس بخواند و مدرک بگیرد. دانشجو به دانشگاه می آید تا پخته شود، انسانیت بیاموزد و در قبال این آموختن وظیفه دارد تا الگو باشد. وظیفه دارد به گونه رفتار کند که درخور شان و منزلت اجتماعی اش باشد. به نظرم برای یک دانشجو باید بسیار گران تمام شود که هنگام ورود به دانشگاه به خاطر نوع پوشش یا نوع آرایشش به او تذکر داده شود. ورود به هرجایی و هر جایگاهی مسلما آدابی دارد که یکی از آن ها نوع رفتار و پوشش است.

حال، تو ای دانشجو، چطور به خودت اجازه می دهی با غلیظ ترین آرایش ها و زننده ترین لباس ها، پایت را به محل مقدس علم اندوزی و معرفت اندوزی یعنی دانشگاه بگذاری؟ آیا تا به حال از خودت پرسیدی که چرا طوری لباس می پوشی که انتخاب روش برخورد و تذکر دادن به تو،تبدیل به دغدغه ای برای دیگران شود؟! پس مطمئنا به جایی از این کار تو اشکال وارد است.

اما در این میان عده ای که راه درست را پیدا کرده اند موظفند در این توفان مهیب، علاوه بر این که خود را حفظ می کنند، دست دیگران را نیز محکم بگیرند تا بتوانند پیروز از این میدان خارج شوند. امروز به هر جوانی که می گویی چرا راه را کج می روی، مسئولین کشور را مقصر می داند. مگر مسئولین کشور ما، از جایی به غیر از دانشگاه ها آمده اند؟! پس بدان اگر تو، جوانِ دانشجو هم اکنون راه را اشتباه بروی، یقیناً در آینده نمی توانی مدیر خوبی باشی و درست مسیر یابی کنی.

چقدر سخن مهم و با مفهومی بود که بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) فرمودند:

(( اگر دانشگاه ها اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود ))

پس تو ای جوان دانشجو ،به خودت، اعمالت و رفتارت دقیق تر توجه کن تا مبادا گامی را کج برداری.

با آرزوی موفقیت برای همه دانشجویان عزیز

 




طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل،
[ یکشنبه 9 مهر 1391 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

شبهه ای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال می کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین، حجاب نشانه ی ضعف و محدودیت زن است.

                                         

راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا می بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می کنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه ای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می شوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنبد، معلوم می شود عصمت زن، حق الله است و به هیچ کس ارتباط ندارد.

همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و مخصوصا خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرمود: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتی در می آید که شما در ایران می بینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه صبر نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقّت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بی رحمانه ی بی گناهان و غیر نظامی ها را مشروع نمودند. جامعه ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از آن جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم چه نخواهیم؛ چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقّت می دهد و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.

منبع: زن در آینه جلال و جمال "حضرت آیت الله جوادی آملی"




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: حجاب، زن، شهوت،
[ جمعه 31 شهریور 1391 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ منتظر ]

پس از مباحث گذشته در راستای تبیین حجاب اسلامی، دلایل به کارگیری حجاب و مسائل مرتبط، وقت آن رسیده است تا کمی دقیقتر به موضوع پوشش صحیح اسلامی بپردازیم.

مساله پوشش صحیح اسلامی فقط مختص زنان و دختران نیست بلکه امری محتوم برای مردان نیز می باشد اما در این مبحث فقط به پوشش صحیح زنان می پردازیم و در مباحث بعدی پوشش مردان را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.

بر مبنای کلام وحی، پوشش مناسب برای زنان پوششی است که علاوه بر پوشاندن حدود مشخص شده و حفظ حریم خصوصی زن، باعث جلب توجه نامحرمان نیز نشود. در واقع شرط لازم و کافی برای پوشش بانوان در قرآن کریم به دقت مطرح شده است. اما متاسفانه گاهی بر اثر بی توجهی،غفلت و یا جهل (که در مباحث پیشین، فرض جهل در عدم رعایت حجاب در جامعه امروز را رد کردیم) و یا قرار گرفتن در اجبار، شرط لازم و کافی در رعایت پوشش را رعایت نمی کنند. برای مثال به سرگذاشتن روسری یا شال و بستن آن به فرم های مختلف که در کشورمان رواج پیدا کرده است (لبنانی، بحرینی، ...) و استفاده از گیره های زرق و برق دار برای بستن آن  و به سر گرفتن چادر به روش های خاص به نحوی که به زیبایی فرد اضافه کند، گاهی اوقات باعث جلب نگاه ها به طور ناخودآگاه می شود. لازم به ذکر است در طرح این مسائل، نظر شخصی بنده، صرفا دخیل نمی  باشد بلکه مبحث، مبتلا به بسیاری از افراد دارای دغدغه حجاب می باشد. لذا بر این دسته از بانوان محترم که اهتمام در حفظ حجاب برتر دارند لازم است دقت بیشتری در این موضوع داشته باشند.

موضوع دیگری که اخیرا در کشور رواج پیدا کرده است، استفاده از مانتو های بلند می باشد. همانطور که قبلا مطرح کردیم، صرف به سر گرفتن چادر نمی تواند دلیل بر حجاب کامل باشد و همچنین صرف پوشیدن مانتو نمی تواند دلیل بر بد حجابی یا بی حجابی باشد. استفاده از مانتو های مناسب که اندام را به طور کامل بپوشاند و جلب توجه نکند و حریم پوشش اسلامی را به دقت حفظ نماید می تواند به عنوان حجاب سالم شناخته شود اما استفاده از مانتوهایی که اخیرا رواج پیدا کرده است نه تنها حجاب درست نمی باشد بلکه مایه ی بی حجابی را نیز فراهم می کند.به نظر شما مانتوی بلندی که یقه آن 20 تا 30 سانتیمتر زیر گلو بسته می شود و از پایین پا به فاصله 30 تا 50سانتیمتر ،در جهات مختلف برش خورده باشد و فرد پوشنده آن نیز شال را به گویی به اجبار به سرگرفته باشد،آیا می تواند حجاب صحیح و کاملی باشد یا خود مایه ی بی حجابی و جلب نگاه ها است؟؟!!(قضاوت با شما...)

موضوع دیگری که بانوان باید در پوشش خود رعایت کنند استفاده از رنگ های مختلف در لباس ها می باشد. همه می دانیم که استفاده از رنگ های متضاد در کنار هم نیز عامل برجسته شدن در نگاه ها می شود. شایان ذکر است منظور از نگاه، نگاه های ناخود آگاه و یا نگاه های مریض است.

برای مثال به سرگرفتن شال آبی رنگ به نحوی که کاملا معیار پوشش اسلامی را رعایت کند و استفاده از چادر مشکی به گونه ای که لبه شال از چادر بیرون زده باشد و پوشیدن کفش سفید رنگ یا کرم رنگ که از زیر چادر مشکی کاملا پیداست، می تواند در شرط لازم و کافی برای پوشش صحیح، صدق کند؟!!

باید توجه کرد که استفاده از این رنگ ها در زیر چادر به نحوی که نگاه های بیرون چادر را متوجه نسازد، هیچ گونه ایرادی نخواهد داشت.

با این حال باید دقت کرد که رعایت حجاب، فقط و فقط وظیفه زنان نیست بلکه مردان نیز موظف به رعایت حجاب در زمینه های مختلف می باشند اما از آن جا که زن، منبع و ساطع کننده حیا و عفت در جامعه است، وظیفه سنگین تری را به دوش می کشد.

یادمان باشد:

حجاب ظاهر،زیباست و وسیله ی زیبایی باطن است؛ نه وسیله ی زیبایی ظاهر

باطن زیبا، ظاهر را زیبا می کند




طبقه بندی: سخنان حجاب، بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، چادر، روسری، مدحجاب، زن،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]

چاره چیست؟

این رسم آفرینش هست که پدران اگر انگور ترش بخورند دندان فرزندان کند می شود، اما... این رسم هم هست که آدمی امروز تمامی دیروز خود را به فراموشی می سپارد و از یاد می برد. تصور اغلب ما این است که ما اینجایی هستیم، برای اینجا آفریده شده ایم و هرچه هست همین جاست. چه کسی یادش هست آن روزها را که ما ملک بودیم و فردوس برین جایمان بود؟ و.. بعد به خطایی مستأجر این خراب آباد شدیم. آری گذشت زمان، نسیان می آورد و فراموشی خصیصه آدمی است.

                     

ما بی حجاب نبودیم. نجابت، پوست تنمان شده بود و عفاف، همسایه ی دیوار به دیوار دلمان بود. حیا، درخت ریشه دار حیاتمان بود که هر چه شاخه هایش را می بریدند، بارورتر و تنومندتر می شد. یک روز به زور، برخی از مادران ما را به نمایش بردند و از آنها بازی خواستند. وقتی نمایش تمام شد بازیگران یادشان رفت از نقش بیرون بیایند، یادشان رفت ماسکها و نقابهای تحمیلی را بردارند، و بعد، فرزندانشان خیال کردند که هرچه هست طبیعی است، همان باید باشد.

و این شد که حجاب که فطری و طبیعی دختران و زنان ما بود، اضافی و تحمیلی و غیرطبیعی جلوه کرد و بی حجابی که منافات داشت با فطرت و طبیعت عفاف آسای دختران و زنان، طبیعی تلقی شد.

و ما هنوز گرفتار این مصیبتیم که دستهایی از درون و بیرون مرزها، زنانمان را به نمایش می خوانند...

ما اکنون نیازمند کندن نقابهای دروغین و بازگشت به اصل پاک و بی آلایش خویشتنیم.

 

منبع: کتاب صمیمانه با جوانان وطنم (سید مهدی شجاعی)




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: حجاب، حیا، عفاف، زن، دختر،
[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان