تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


سلام...
سلام...ببخشید،اجازه هست؟
سلام...میتونم اسمتون رو بدونم؟
سلام...چقدر قشنگه...
تیس تیس..
بفرمایید...این مال شماست؟
شماره بدم؟
برو گمشو...کجا برم...تازه دیدمتون...
یه لحظه صبر می کنید؟کارتون دارم... شما خانم. با شمام...
میدونید این ها چیه؟!!!
این ها بعضی از جملاتی هست که پسرهای جامعه ما وقتی میخوان با یه دختر تو خیابون یا تو چت آشنا بشن میگن...آره.چت...خیابون...
بعدشم با یکم ناز کردن دختر ها،یه رابطه جزئی شروع میشه.بعد پای اپراتور های تلفن همراه(که خودتون بهتر میدونید منظورم چیه!!)میاد وسط.شماره ها رد و بدل میشه.اولش فقط پیامکه...بعد 4،5تا پیامک ،کلمه "بله" از طرف دختر،به کلمه "جونم" تبدیل میشه.پسره هم که یکم دلش قنج رفت و قند تو دلش آب شد،شروع میکنه به خواهش برای شنیدن صدای دختره.بازم دختره ناز میکنه...با یکم ترس و با دور دیدن چشم خانواده به پسر اجازه میده تا زنگ بزنه...اولش با یه سلام و احوال پرسی و پرسیدن مجدد اسم و سن،تماس قطع میشه.
دوباره پیامک..."صدات چقدر قشنگ بود!!"دوباره تماس،پیام و بالاخره قرار تو یه پارک،سینما،کافی شاپ،مغازه،کوچه...دیگه تموم شد.به همین سادگی باهم دوست میشن و اتفاقات بعدی رخ میده تا اینکه شیطنت پسره گل میکنه...هرکسی به اندازه خودش تا یه جاهایی پیش میره...حوصلتون سر رفته؟ادامه بده.جالبتر هم می شه!!!
بعد یه مدت که تاریخ مصرف طرفین تموم میشه یا اگه گاهی خانواده ها متوجه بشند،رابطه قطع میشه...دوباره پیامک های عاشقانه شروع میشه...نهایتا اگه خیلی وابستگی ایجاد شده باشه،سیم کارت ها عوض میشه و گوشی های هر دو طرفشون پر میشه از علی عبدالملکی،مجید خراطها و محسن یگانه و ...!!!
پر میشه از عشق نا تموم.../تو رفتی و من مردم.../رفتی با یکی دیگه و از این مدل آهنگ های مزخرف.
چند روز بعد پسره میره سراغ کامپیوترش و برای پرشدن وقتش میره اینترنت... و بالاخره دوباره میره چت روم... و دوباره سلام!! سلام..ببخشید اجازه هست؟سلام...چقدر قشنگه...!!!
-------------------------------------------------------------------------
آری.به همین سادگی ... اتفاقی که هر روز هزاران موردش کنار چشمانمان در فضای مجازی و حقیقی در حال به وقوع پیوستن است.فرایند دل دادگی و دل بریدن جوانان امروز جامعه ما...
هرگز قصد ندارم در این خط خطی از شرعیات و حرمت شهدا بگویم.فقط میخواهم از وجدان بگویم.برادر و خواهر دیده بان مجازی،دشمن کمین زده است.دشمن تاکتیکش را عوض کرده است.جنگ رو در رو دیگر کهنه شده است.جنگ نامنظم و زیر پوستی شروع شده است...دشمن از بالای سرمان ما را هدف گرفته است.آری... چت...!!بهترین فضای جنگ نامنظم. Wiber ، Line، Tangu ، Nimbuzz و به صورت کاملا زیر زمینی با در اختیار قرار دادن host رایگان برای ساخت چت روم های داخلی که با اسامی مختلف همچون "عسل چت"،"مختلط چت"،"زن چت" و ... توسط جوانان پاک جامعه ما در فضای سایبر در حال فعالیت هستند.جوانانی که مطمئنا به صورت ناخواسته و برای تفریح اقدام به ساخت این چت روم ها می کنند.
و جوان امروز جامعه ما به جای مطالعه،کار و پیشرفت،خود را در این کمین گاه مشغول می کند.و ما به اصطلاح دیده بانان فضای مجازی،به جای متحد شدن برای کمک به برادران و خواهران کشورمان برای نجات از این کمین،دست روی دست گذاشته ایم و یا از روی کم اهمیت دانستن و یا ترس از به گناه افتادن،در حال مشاهده به دام افتادن و از بین رفتن و به بطالت رفتن برادران و خواهرانمان و یا بهتر بگویم،نوامیسمان هستیم.
دیگر زمان حرکت فقط انفرادی در جنگ مجازی نیست.دیگر نیاز به تخریب چی نداریم.دیگر نیاز به اطلاعات عملیات نداریم.دشمن ما را در کمین انداخته است.باید لشگر به راه انداخت و مقابله کرد.
بیاییم با نشر این پیشنهاد و رساندن آن به مجامع فرهنگی که در آن فعالیت می کنید،لشگری فاطمی را ایجاد کنیم و با برنامه ریزی به صورت روزانه،خود را به دل این کمین گاه برسانیم.شاید نجات یک ناموس در این کمین گاه بزرگ،سدی باشد جلوی دستان کسانی که میخواهند ماجرای کوچه را امروز دوباره در خانواده های جامعه ما تکرار کنند.می توانیم با برادران و خواهرانمان در این چت روم ها همراه شویم و کمکشان کنیم.فرصت در حال از دست رفتن است،دیده بان!!
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:1.نام بردن چت روم های خاص در این متن،دلیلی بر فعالیت آن ها ،خلاف موازین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نمی باشد و هیچگونه هدف خاصی را دنبال نمی کند..فقط جهت آشنایی خوانندگان با چت روم های داخلی می باشد.
2.اگر قصد ورود به این چت روم ها را داشتید،مراقب باشید هر خواننده متانسب با جنسیت خود،به برادر یا خواهری کمک کند.چرا که توجیه نهی از منکر ممکن است ناخودآگاه هر فردی را به عمل به منکر وارد کند.

و من الله التوفیق



طبقه بندی: سخنان حجاب، درد دل،
برچسب ها: چت، روم، چت روم، حیا، دشمن، کمین،
[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 01:56 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]
تو که میگی :

“دل آدم باید پاک باشه”

و فکر میکنی که با گفتن این یه جمله دیگه مجوز انجام هر کاری رو برای خودت صادر کردی ؛

لطف میکنی به این سوال من جواب بدی؟

اگه یه خودرو به خاطر بد رانندگی کردن حادثه آفرینی کنه، فرقی میکنه کی پشت فرمونش نشسته باشه؟

اصلا دل پاک بودن و نبودن راننده خاطی چه دخلی به تصادف داره؟

تویی که با سرعت ۱۲۰ تا میزنی مغز اون جوون بیچاره ای که گناهش داشتن غریزه و احساساته رو میاری پایین ،

آره تو…

من چیکار با دل پاک یا ناپاکت دارم؟

بزن بغل افسر بیاد کروکی بکشه…

در میری؟

زرنگی؟

دوربین ها همه چی رو ضبط کردن…

دل پاک!

بی آلایش!

خدا رو خوش نمیاد…

درست رانندگی کن…






طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: حجاب، چادر، زن، حیا، عفاف،
[ شنبه 31 فروردین 1392 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ ]

چاره چیست؟

این رسم آفرینش هست که پدران اگر انگور ترش بخورند دندان فرزندان کند می شود، اما... این رسم هم هست که آدمی امروز تمامی دیروز خود را به فراموشی می سپارد و از یاد می برد. تصور اغلب ما این است که ما اینجایی هستیم، برای اینجا آفریده شده ایم و هرچه هست همین جاست. چه کسی یادش هست آن روزها را که ما ملک بودیم و فردوس برین جایمان بود؟ و.. بعد به خطایی مستأجر این خراب آباد شدیم. آری گذشت زمان، نسیان می آورد و فراموشی خصیصه آدمی است.

                     

ما بی حجاب نبودیم. نجابت، پوست تنمان شده بود و عفاف، همسایه ی دیوار به دیوار دلمان بود. حیا، درخت ریشه دار حیاتمان بود که هر چه شاخه هایش را می بریدند، بارورتر و تنومندتر می شد. یک روز به زور، برخی از مادران ما را به نمایش بردند و از آنها بازی خواستند. وقتی نمایش تمام شد بازیگران یادشان رفت از نقش بیرون بیایند، یادشان رفت ماسکها و نقابهای تحمیلی را بردارند، و بعد، فرزندانشان خیال کردند که هرچه هست طبیعی است، همان باید باشد.

و این شد که حجاب که فطری و طبیعی دختران و زنان ما بود، اضافی و تحمیلی و غیرطبیعی جلوه کرد و بی حجابی که منافات داشت با فطرت و طبیعت عفاف آسای دختران و زنان، طبیعی تلقی شد.

و ما هنوز گرفتار این مصیبتیم که دستهایی از درون و بیرون مرزها، زنانمان را به نمایش می خوانند...

ما اکنون نیازمند کندن نقابهای دروغین و بازگشت به اصل پاک و بی آلایش خویشتنیم.

 

منبع: کتاب صمیمانه با جوانان وطنم (سید مهدی شجاعی)




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: حجاب، حیا، عفاف، زن، دختر،
[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ منتظر ]

از حضرت علی(ع ) روایت شده که فرمود: ما روزی خدمت پیامبر نشسته بودیم، فرمود: به من خبر دهید چه چیز برای زنان بهتر است؟ هیچ کدام نتوانستند جواب حضرت را بگویند و برخاسته پراکنده شدند. من نیز به نزد فاطمه آمدم و سوال را برای او نقل کردم و در ضمن گفتم که هیچ یک از ما جواب رسول خدا را نمی دانستیم. حضرت زهرا فرمود: من جواب این سوال را می دانم، سپس فرمود: بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند. من نیز به نزد رسول خدا برگشتم و گفتم یا رسول الله، بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند. حضرت با تعجب فرمود: شما که قبلا این جا حاضر بودید و چیزی نگفتید، پس این جواب را از کجا آوردی؟ گفتم: از فاطمه. پیامبر ضمن تعجب از دخترش فاطمه، فرمود: به راستی که فاطمه پاره تن من است.

و اما آیا مقصود فاطمه این است که زن هرگز از خانه بیرون نرود، که این معنا هم صحیح نیست، زیرا نه تنها این امر امکان ندارد و عملی نیست، بلکه با خط مشی و سیره خود فاطمه مخالف است، زیرا عرض شد خود فاطمه رفت و آمد داشته. پس منظور حضرت از این جمله چیست؟ به نظر می رسد که حضرت زهرا تکیه اش بر این بوده که زن تا می تواند از حضور غیر حضوری خود بکاهد و در صورت حضور از اختلاط های نامشروع و گفت و شنودهای غیر اخلاقی پرهیز کند.

 

منبع:کتاب فاطمه الگوی حیات زیبا (محمد جواد مروجی طبسی)




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: فاطمه، حجاب، حیا، زن، پیامبر، امام علی،
[ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ منتظر ]



دستهایتان را برای مشت كردن و دندانهایتان را برای فشردن و دلهایتان را برای اعلام انزجار، مهیا كنید.

ما حضور عریان اطلسیها را در تهاجم بی رحم طوفان ها نمی پسندیم.

ما آرایش نرگس ها را در مقابل چشمهای زمستانی محكوم می كنیم.

ما محبت نمی فروشیم، عاطفه نمی خریم، دلهایمان را زیر پا نمی اندازیم، نگاههایمان را حرام نمی كنیم، گلبرگهای چهره مان را در زیر نگاههای هوس آلوده مدفون نمی كنیم.

ما ساقه های ترد و نازك زلف را به دست گرزهای آتشین نمی سپاریم.

ما به شرافت پایبندیم، در مقابل حیا زانو می زنیم، با نجابت راه می آییم و در قبال عفت تمكین می كنیم.

ما در تفكر و منش و اعتقاد، با بی دینان شرق و لاقیدان غرب، بسیار فاصله داریم.

ما معتقدیم كه خدا هست، معاد هست، قیامت هست و چشمهایی همیشه نگران ماست.

ما حیا می كنیم از حضور ولی نعمتمان كه در منظر نگاهش، گناه كنیم.

ما معتقدیم زمانی كه سوز سرد نگاه می وزد، گل وجود دختران در گلخانه حجاب محفوظ تر می ماند.


كتاب صمیمانه با جوانان وطنم / سید مهدی شجاعی

 

 




طبقه بندی: بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، حرام، نجابت، عفت، حیا،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ منتظر ]


*من باید فعل تو را از خود تو جدا می كردم.

*من نیز می دانم كه اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم، اگر من توانسته بودم منطق و احساساتم را راجع به حجاب به تو منتقل كنم ظاهر تو امروز این نبود.

*من می دانم كه تو اگر اهمیت و فلسفه حجاب را بدانی به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

*من می دانم كه اگر در فرهنگ سالمی كه حكم اكسیژن را دارد نفس كشیده بودی ، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

* من می دانم كه اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشت محكم بر دهانشان می كوبیدی.

*من می دانم كه در عمق درونت خدا را دوست می داری. فاطمه زهرا (س) را دوست می داری، برای امام حسین (ع) اشك می ریزی. اگر ندای حق درست به تو برسد هیچگاه رضایت آنها را با هیچ چیز دیگری در دنیا عوض نمی كردی.

 

منبع:مجله یاوران نماز


 


طبقه بندی: بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، پوشش، حیا، فاطمه زهرا، عفاف، زن،
[ جمعه 2 دی 1390 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان