تبلیغات
چـــادر خـــاکـی

چـــادر خـــاکـی
*** زینب عفیفه ای است که در راه عفتش .... عباس می دهد،نخ معجر نمی دهد ***
قالب وبلاگ
نوای وبلاگ
پخش زنده حرم
نظر سنجی
مطالب این وبلاگ را چقدر موثر ارزیابی می کنید؟





اسماعیل ِ من


حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی): كارفرهنگی، یعنی روح فرهنگی در آن باشد، یک حرکت فرهنگی باشد، رشد بدهد و فعل و انفعال را در ذهن و مغز و عواطف انسان به وجود آورد.

***كار فرهنگی نباید تعطیل شود.باید مراقب بود احساسات و تفكرات شخصی را در كار فرهنگی دخالت نداد...***

این وبلاگ به دلیل تخطی از اصول بنیادی و هدف خود كه توسط یكی از اعضا (مدیون شهدا) رخ داد،تصمیم به تعطیلی گرفت.اما بعد از مدت ها درگیری با دغدغه كار فرهنگی داشتن و لایق بودن آن و با نگاه به این مسئله كه،هدف این وبلاگ متعلق به مادر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می باشد،به این نتیجه رسیدم كه نباید كار فرهنگی را تعطیل كرد،فقط باید به شدت مراقب بود،امورات شخصی به مسائل فرهنگی وبلاگ دخول پیدا نكنند.

با عرض پوزش از همراهان گرامی بابت تعطیلی و ادای عذر تقصیر خدمت مادر فاطمه زهرا (سلام الله علیها)كه بنای این وبلاگ برای خشنودی ایشان بود ولا غیر،و با استعانت از محضر امام عصر(روحی له الفداه)با یاد و نام خدا،مجددا شروع به فعالیت می كنم.
امید است همراهی خوانندگان گرامی،مایه ی تحكیم هدف این سنگر مجازی باشد.
انشاالله با رویكردی جدید،موضوعات گسترده تری در رابطه با آسیب های فرهنگی و اجتماعی به همراه زنده نگه داشتن یاد شهدا،مورد توجه قرار خواهد گرفت.

و من الله التوفیق
العبد الخاطی مدیون شهدا
1393/2/2 ه.ش



برچسب ها: شروع، رهبری، فاطمه، مادر، حجاب، كار فرهنگی،
[ سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
این مطلب مقداری طولانی است
لطفا در صورتی که حوصله دارید،مطالعه بفرمایید و در صورت تمایل هرگونه نظر خود را اعلام نمایید.
اگر حرفی به صورت صریح زده شد،کمال عذر خواهی را از محضر خوانندگان بزرگوار دارم.

-----------------------------------------------------------

نمی دانم از کجایش شروع کنم...از هرکجا بخواهم آغاز کنم،آخرش به بن بست می خورد.درد دل هم نمی کنم چون دیگر کسی به دل فکر نمی کند که بخواهد دردش را بشنود.دیگر باید با عتاب حرف زد.
آهای دخترک...اینجا دانشگاه است...اینجا مقدس است.قدم به خانه ات که می گذاری،آدابش را رعایت می کنی...مگر از خانه خودت جایی را با آزادی بیشتر سراغ داری؟اصلا آیا آزادی که در اتاقت داری را می توانی در جای دیگر داشته باشی؟؟پس چرا هرطور دلت می خواهد در اتاقت زندگی نمی کنی؟!چرا با کفش های کثیف به اتاقت پا نمی گذاری؟چرا روی دیوار های اتاقت با خودکار و مداد خط نمی کشی؟!دیدی حتی اتاقت هم قانون دارد!!شاید اینقدر این قوانین از کودکیت برایت مرور شده اند که دیگر به چشم قانون به آن ها نگاه نمی کنی.حالا به این فکر کن جامعه ای که در آن زندگی می کنی،دانشگاهی که در آن درس می خوانی،قانون دارد. و تو موظف به رعایت آن هستی.مگر سالن دانشکده،سالن پذیرایی خانه ات است که روی صندلی،بین این همه دانشجو می نشینی و لم می دهی و با گوشی ات بازی می کنی؟!!چه وضع زشتی؟!!حتما باید با دوربین مدار بسته تو را ببیند و بیایند تذکرت بدهند؟!!مگر حیاط دانشگاه سکوی وزنه برداری است که در آن خودنمایی می کنی؟!
چقدر بی حیا شده اید...!!چقدر شخصیت و لطافت یک دختر را تنزل داده اید که هرکس هرچه دلش بخواهد بگوید....!!
آهای دختر دبیرستانی...تو دیگر به دنبال چه می گردی؟!...همین قدر که در رابطه با رنگ لاک دستانت اطلاعات جمع می کنی،در مورد حجاب اطلاعات داری؟؟همین قدر که به دنبال چت روم های جدید هستی،دنبال آیات قرآن در رابطه با پوششت هستی؟!اگر این چنین بود و به نتیجه نرسیدی،پس وای به حال من و امثال من که بیهوده در این وادی در حال گام برداشتن هستیم.
آهای مادر امروزی...


جهت ادامه لطفا کلیک کنید

طبقه بندی: سخنان حجاب، بحث در رابطه با پوشش،
برچسب ها: حجاب، دختر، پسر، مادر، زنان مصنوعی،
دنبالک ها: زنان مصنوعی پشت مرزهای ایران،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ مدیون شهدا ]

چند روزی است که تصمیم داشتم بنویسم اما قلمم یاری نمی کرد.بالاخره دستانم روی کاغذ لغزید

واژه ها برای شروع زیاد بودند اما در میان این همه،واژه ای محکم تر از "مادر" نیافتم...

مادر...دخترک به دنیا می آید،از مادر تغذیه می کند،مادر از او مراقبت می کند،مادر تربیتش می کند،در کنار مادر رشد می کند،از مادر می آموزد،با مادر درد دل می کند و بالاخره خودش مادر می شود.دخترک دیروز،ذختر شد؛دختر خانم شد؛خانم شد و مادر شد...مادر امروز،دوباره داستان را تکرار می کند...

خوب که نگاه کنیم،می بینیم مادر..نه!! زن چه نقشی حیاتی در جامعه دارد.زن چقدر با ارزش است و به راستی اگر زن نبود،چه می شد؟!!

پس واقعا،زن گوهر آفرینش است و اما امروز...نمی دانم ضعف از کجاست اما می دانم زن امروز،به این که با ارزش ترین مخلوق خداست،اعتقادی ندارد.گوهر وجودی خود را درک نمی کند.نمی خواهم از جملات تکراری استفاده کنم.در واقع به تمثیل زن به کالای با ارزشی مانند طلا و تمثیل پوشش او به گنجینه طلا اعقادی ندارم؛چراکه جایگاه و منزلت زن خیلی فراتر از این مادیات است.

طبیعی است وقتی در یک اتاق تاریک،چراغ های پرنور روشن شوند،همه افراد حاضر در اتاق تمایل دارند به سمت این نور و روشنایی بروند و این یک امر طبیعی و غیر قابل انکار است.زن در جامعه مانند نور است اما نوری متفاوت با آنچه که در ذهن داریم.خداوند از نور است.و همه ما اعتقاد داریم به "نفخت فیه من روحی".پس نور و روشنایی زن،همان نور و روشنایی خداوند است که به صورت ویژگی های مادی در وجود زن تجلی یافته است.

نمی گویم وظیفه اما وجدان بیدار هر فرد،بر او روشن می کند که پاسداری از این نور و این لطف الهی سخت است و نباید آن را خدشه دار کرد.گاهی افراد بر اثر نادانی دست به اعمالی می زنند که از ارزش این پاکی و روشنایی کاسته می شود اما روی سخن با افرادی است که به عمد این موهبت الهی را به لجن زار تبدیل می کنند.البته ندانستن و جهل دلیل خوبی است برای پاک کردن گذشته است؛اما تو ای دختر جوان که ارزشت را یافته ای،از امروز بر تو وظیفه می شود تا این نعمت الهی را حفظ کنی.

راه حفظ این عظمت و موهبت خدادای که در وجودت قرار گرفته را به وجدانت بسپار و از او پاسخ بخواه و بدان این نور در تاریکی و میان سیاه دلان و ناپاکان،خودنمایی بیشتری دارد.پس مراقب باش تا همه سیاهی ها به دورت جمع نشوند تا جایی که زیبایی درونت ناپدید شود!!!اگر اینگونه کنی و این مراقبت را انجام دهی،دیگر نیازی به خود نمایی نداری.دیگر به این فکر نخواهی کرد که مردی به سمت تو تمایلی نشان نخواهد داد.دیگر به این فکر نخواهی کرد که در جامعه نگاه تحقیرآمیز دیگران به تو است.دیگر برای دیده شدن،آرایش نخواهی کرد.

بلکه تو حصاری امن برای گنجینه های وجودی ات فراهم آورده ای و این باعث بالا رفتن ارزش تو خواهد شد.پس خواهرم،حجابت را با غرور حفظ کن.حجاب تو سرمایه ای است که فقط تو صاحب آن هستی تا از نورانیتت مراقبت کنی.یادت نرود.هرچه بیشتر خودنمایی کنی،افراد بیشتری به دورت جمع می شوند و آرام آرام،روشنایی ات،پاکی ات،لطافت ات،زیبایی ات و عظمتت از دید دیگران ناپدید خواهد شد.

حجابت را با غرور حفظ کن و به فرزندانت بیاموز این پاکی و روشنایی را.تو مادری...




طبقه بندی: سخنان حجاب،
برچسب ها: مادر، حجاب، دخترم، نور، روح الهی،
[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
امشب علی(ع)، حسن (ع)، حسین(ع)،

زینب(س)، ام کلثوم(س)

و همه ما، بی مادر شدیم.


خدایا، مــــادرم را، کجا می برند؟

انا لله و انا الیه راجعون

ای دل،تو چه می کنی؟... می مانی یا می روی...؟





طبقه بندی: درد دل،
برچسب ها: فاطمیه، زهرا، فاطمه، مادر،
[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ مدیون شهدا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


Check Google Page Rank
ایران رمان